مسجد جامع هرات پنجمین مسجد بزرگ در جهان                              

مسجد جامع بزرگ هرات پنجمین مسجد جامع بزرگ در جهان است که بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت تاریخی دارد. این مسجد جامع در زمینی به مساحت۴۶۷۶۰ مترمربع تأسیس شده که مشتمل بر۴۶۰ گنبد، ۱۳۰ رواق، ۴۴۴ فیل پایه، دوازده گلدسته، چهار ایوان، چهار دروازه، چهار کتیبه بزرگ مزین با آیاتی قرآن و اشعارعرفانی، منبر سنگی، کتابخانه و وضوخانه می‌ باشد که در زیباترین محل شهرقدیم هرات تاسیس شده وهمزمان گنجایش بیش ازیکصد هزار نمازگزار را دارا می باشد.

مسجد جامع بزرگ هرات از جمله آثار تاریخی افغانستان است. این بنای زیبا و شگفت ‌انگیز حدود سه هزار سال قبل، عبادتگاه آریائی ‌های یکتا پرست بوده است. در سال ۲۹ هجری شمسی پس از اشاعه دین مقدس اسلام در هرات، این معبد به مسجد مسلمانان تبدیل شد. ناگفته نباید گذاشت که این مکان تاریخی در آن زمان خیلی کوچک تر از حالا و به شکل چوبی بوده است.

بیشترین شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام در این مسجد تدریس می‌ کردند از آن جمله میتوان به افرادی چون: پیرهرات خواجه عبدالله انصاری و خواجه محمد تاکی اشاره کرد. مسجد جامع هرات در طول تاریخ فراز و فرودهای زیادی را به خود دیده است. چندین بار تخریب و دوباره ساخته یا ترمیم شده است.

درسال ۴۱۴ هجری نیمی از مسجد که غالباً با چوب پوشیده شده و رنگ آمیزی شده بود در آتش سوخت ولی به همت خواجه محمد تاکی و همکاری مردم دوباره ترمیم شد و حدود دو قرن بعد بر اساس مشورت شیخ الاسلام فخرالدین رازی و بنابر دستور سلطان غیاث ‌الدین غوری با استفاده از خشت پخته، تزئینات و کاشی‌ های فیروزه‌ای بنا شد که با مرگ سلطان، پسرش سلطان محمود بعضی ازکارهای باقی مانده آن به اتمام رسید.

همچنان کاشی‌هایی که به نام کاشی هفت رنگ و کاشی معرق معروف است و در این مسجد دیده می ‌شود خود هنر کاشی سازی و یادگاری از دوره تیموری‌ها است.

درسال ۱۳۲۴هجری به همت عبدالله ملکیار نائب الحکومه هرات، راهرو‌های وسیع به اطراف و باغی به وسعت بیش از ۲۵ هزار متر مربع در سمت شرق مسجد ایجاد شد.

ساختمان فعلی مسجد براساس معماری عصر تیموری‌ها بنا شده و ترمیماتی هم که در این اواخر بر آن صورت گرفته با اسلوب و معماری آن عصر همخوانی دارد.

خود مسجد شباهت به ساختمان یا بناهای دوره تیموری‌ها دارد چون در این دوره هنرهای زیادی در هرات رشد کرده بود که از آن جمله میتوان به هنر معماری، ساختمان ‌سازی اشاره کرد.

مسجد جامع هرات تنها یک مکان برای عبادت و نمازگزاری نبوده بلکه بزرگترین مدرسه علمی و دینی نیز در منطقه محسوب می گردد، زیرا بزرگترین علما، روحانیون و عرفای این سرزمین یا در این مسجد درس داده اند و یا هم خود درس خوانده اند.

بناً لازم است تا با توجه به اهمیت این مکان تاریخی بی بدیل، در راستای حفاظت از آن توجه جدی صورت گرفته و برای بازسازی بخش های آسیب دیده آن اقدامات لازم انجام یابد.

آداب و رسوم افغان ها در ایام عید سعید فطر

مردم مسلمان افغانستان از عید سعید فطر با آداب و رسوم کهن خود به گرمی استقبال نموده و در این روز با ظاهر آراسته، پس از ادای نماز عید به دیدار بزرگان و اقارب شان می روند و از نعمت های الله متعال قدردانی می کنند.

مردم مسلمان افغانستان که همدوش با دیگر مسلمانان جهان در ماه مهمانی خدا از نعمت های بیکران باریتعالی بهره برده اند، بعد از طلوع آفتاب روز اول ماه شوال، با قلب های آکنده از ایمان و امید در محل ها و مراکز برپایی نماز عید فطر حضور می یابند و پیشانی بر زمین می گذارند و قدردان خالق هستی می شوند.

یکی از واجبات مسلمان ها در ختم ماه مبارک رمضان دادن فطریه روزه است. این موضوع در بین مردم به حدی مهم است که آنها به هر صورتِ ممکن پیش از حضور در مساجد جهت انجام نماز عید، آن را به علمای دینی می ‌دهند تا آنها بین فقرا و افراد مستحق توزیع نمایند.

همزمان با این خانواده ها صبح روز اول عید، سفره عیدیِ در حد توان شان هموار نموده و با چیدن میوه‌های تازه و خشک و شیرینی به استقبال مهمان ها می پردازند. در روز های عید فطر در میان مردم افغانستان رسم است که به دیدار دوستان و اقارب شان می روند و عید فطر را تبریک می گویند.

کودکان و نوجوانان نیز در این روز های فرخنده لباس های نو و آراسته به تن نموده و از عیدی فامیل، آشنایان و همسایگان بهره مند می شوند.

رفت و آمد مسلمانان به خانه های یکدیگر، عیادت ازمریض ها و بخشش به مستمندان از جمله آداب و رسوم عید فطر است.

در ولایت های غربی کشور از جمله بادغیس، هرات، غور و فراه شب عید فطر جایگاه خاصی برای خانواده تازه عروس و دامادها دارد.

همچنان در اکثر ولایت کشور ما رسم براین است تا در آخرین شب ماه مبارک رمضان که به نام شب عید نامیده می شود، با برپایی مراسم خاص، عیدی تازه عروس توسط خانواده داماد اهدا می شود. عیدی داماد نیز در روز های عید و بعد از دیدار او با خانواده عروس تقدیم می گردد.

مواردی چون دوره گردی عیدی اطفال و نوجوانان و رفتن دسته جمعی آنان به خانه های یکدیگر، اهدای شیرینی همراه با دستمال گلدوزی شده به مهمانان ازجمله مراسم عید فطر در ولایت های غربی کشور ما است.

رفتن مردم به مناطق خوش آب وهوا، برگزاری مسابقات پهلوانی و بزکشی نیز از رسم و رواج های عمده مردمان سمت شمال کشور ما در ایام عید است.

در گذشته ها مردم ولایت بامیان، شب اخیر ماه مبارک رمضان به خاطر رویت هلال عید فطر به کوه ها بالا می شدند ونخستین کسی که ماه را می دید با غرور و سربلندی خاصی از قله کوه پایین می آمد و نامش تا مدت ها بر سر زبان های می بود. پس از رویت ماه، شور و هلهله آغاز می شد و همه آن شب را به عنوان شب عید با تهیه قوروتی، آبجوشک، نان مالیده، پلو و یا هم شیربرنج جشن می گرفتند، که هنوز هم کم و بیش این رسم و عنعنه در میان مردم آنجا وجود دارد.

در ایام عید از همه مهمتر اینکه مردم ما همچو روز ها را عید وحدت و همبستگی میدانند و به همین دلیل، رفتن به منازل همدیگر را از هر چیز دیگر بیشتر ترجیح می ‌دهند.

داستان تنهایی رهبین                                                  

داستان تنهایی تازه ترین اثر شعری شاعر خوب کشور محمد افسر رهبین است که به تازگی حله طبع پوشیده و تقدیم جامعه فرهنگی کشور گردید.

موضع این مجموعه شعری عشق است، عشق همسفر درگذشته شاعر که وی را واداشته تا اندوه فراق و غصه های تنهایی اش را در هیئت یک مجموعه شعری به نشر برساند.

این شاعر شیرین ‌سخن، پس از درگذشت همسفر‌ زندگی، با سرایش اشعار دردانگیزی سعی نموده است تا تعهدش نسبت به یار سفر کرده‌ را بازگو نماید. این ابیات زیبای شاعر که در آن سوز درونش را به بیان نشسته است، میتواند بهترین شاهد این مدعا باشد.

از اتاق هفت رنگِ عشق، با تو یک قلم

نقش و تصویرِ درودیوار یادم مانده است

ویا:

تا صنوبر پیکری بالابلندی سر کشد

قامتِ آزاده‌ی سروَت مرا آید به یاد

عشق رهبین نسبت به یار سفرکرده، همان عشق ایثارگرایانه معنوی است که باوجود خدمت بی‌ چون در طول سفر زندگی، پس از درگذشت‌ هم خود را مسوول در برابر او می ‌داند‌.

به قول مولانا جلال‌الدین محمد بلخی که در بیتی به این بی کرانگی اشارتی دارد:

در نگنجد عشق در گفت و شنید

عشق دریایی‌ست قعر‌اش ناپدید

محمد افسررهبین شاعر خوش کلام و مستعد درسال ۱۳۳۷ هجری شمسی در یکی از روستا های سرسبز بگرام ولایت پروان چشم به جهان گشود. پدرش محمد اصغر از میرزاهای نام آشنای آن روزگار در شمال کابل بود. رهبین خواندن و نوشتن را از پدر آموخت.

از کودکی به شعر دلبستگی داشت و به کمک پدر درین ره بیشتر آشنا شد، به قول خودش که باری گفته است: من شاعر به جهان آمدم و شعر همزاد من است. از آن رو پیوند من با شعر پیوند ذاتی و طبیعی بوده است.

افسر رهبین نوجوان بود که به سرایش دوبیتی آغاز کرد و نخستین غزلش به سال۱۳۵۶ هجری خورشیدی درمجله وزین ژوندون به چاپ رسید. درخط فاصله ها نخستین دفتر شعری افسر رهبین است که در سال ۱۳۶۷ از سوی انجمن نویسندگان افغانستان چاپ و منتشر گردید. پس از آن، خط مشی، ترانه های شبانگاهی، من و مادرم، هزارنای، بیست سوگسرود برای موج زدگان سونامی آسیا به دو زبان فارسی و انگلیسی، علم گنج، مجموعه شعریِ زخم، به زبان اردو، باغ دلتنگی، مجموعه غزلیاتِ کنگینه، و پژوهش ادبی رندِ شیراز و طوطیِ هند را منتشر نمود.

همچنان آثاری را از زبان اردو به دری ترجمه نموده که از آن جمله یکی کتاب غریب نواز است که پس از آن هفت اثر دیگر شاعران فارسی سرا درهند، به نام های غبار خاطر، کلیات اقبال لاهوری ( بال جبرئیل، ضرب کلیم، بانگ درا، ارمغان حجاز، به گونۀ منظوم) و یادگار غالب را چاپ و در دسترس علاقمندان قرار داده است.

افسر رهبین را میتوان یکی از شاعر برجسته روزگار مان نامید که با روش‌های علمی، ترفندهای زیبایی شناسانه‌‌ هنری و ادبی، ابداعات ادبی و تنوع، موضوعات را مورد ارزشیابی قرار داده و با بهره‌ گیری از شعر و ادبیات کلاسیک دری، دردها و نیازهای جامعه امروز ما را به تصویر کشیده است.

ضمن آرزوی موفقیت های هرچه بیشتر وی در زمینه خدمتگزاری به ادب و فرهنگ پربار این سرزمین، خوانش داستان تنهایی او را به دلبستگان شعرش توصیه نموده وسخن مان را باخوانش ابیاتی از سروده زیبای او به پایان می بریم.

آن بهارِ نکو نمی آید

دیگر آن رنگ و بو نمی آید

چه کنم کاروانِ لاله و گل؟

هرکه باز آید، او نمی آید

مرده دیگر پرستوی قاصد

مژده از هیچ سو نمی آید

ناله در سینه درگرفته مگر!

که فرا تا گلو نمی آید

خوش ندارم ترنمِ باران

تپ تپِ پای تو نمی آید

ابزارک تصویر

نگرشی بر دفتر شعری امتداد آفتاب                                              

امتداد آفتاب عنوان بیست ‌وچهارمین دفتر شعری شاعر نویسنده و شخصیت فرهنگی کشور آقای صالح محمد خلیق است که به تازه گی از سوی موسسه فرهنگی هنری شاعران پارسی زبان آراسته به زیور طبع گردیده است.

دفتر شعری امتداد آفتاب که اشعار ناب و زیبای صالح محمد خلیق را دربرگرفته است با قطع و صحافت زیبا در یک هزار نسخه با همکاری استاد علی رضا قزه، استاد سید سکندر حسینی و محمد کاظم کاظمی به نشر رسیده و در دسترس علاقمندان شعر قرار گرفت.

صالح‌ محمد خلیق فرزند صوفی محمدعیسی، شاعر، نویسنده، پژوهشگر، مترجم و روزنامه‌ شناخته شده کشور ماست که به سال ۱۳۳۴ هجری شمسی در شهر مزار شریف ولایت بلخ دیده به جهان هستی گشوده است.

آقای خلیق دورۀ تعلیمات مکتب را در سال ‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۱ در مدرسه میانۀ نادرشاهی مزار شریف و آموزش‌های فنی را در رشتۀ زمین ‌شناسی نفت و گاز در سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ در انستیتوت نفت و گاز بلخ و سپس آموزش‌های عالی را در رشتۀ ادبیات دری تا درجۀ لیسانس در پوهنځی ادبیات و علوم انسانی پوهنتون بلخ و مقطع ماستری را در رشتۀ زبان و ادبیات دری در پوهنتون پیام نور سپری نموده است.

صالح‌ محمد خلیق بین سال ‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۹ در بخش های مخلتف ادارات دولتی و خصوصی چون کارمند کارخانۀ کود کیمایی بلخ رئیس انجمن نویسندگان بلخ، مدیر مسؤول و سردبیر ماهنامۀ ام ‌البلاد، مدیر مسؤول روزنامهٔ بیدار، مدیر مسؤول ماهنامۀ کیان و ریاست ادارۀ اطّلاعات و فرهنگ ولایت بلخ کار کرده است. استاد خلیق، عضو هیأت رهبری کانون‌های فرهنگی مولانا جلال‌ الدین محمد بلخی، حکیم ناصر خسرو بلخی، امیر علی ‌شیر نوایی، مؤسس ماهنامۀ ادبی راه، نشریۀ انجمن نویسنده‌گان بلخ، و عضو هیأت تحریر برخی از نشریه‌های افغانستان بوده و است و در ارتباط با همین فعالیت ‌های فرهنگی خود توانسته است به شماری از کشورهای جهان نیز سفرهایی داشته باشد. صالح محمد خلیق، برعلاوه شعر، در زمینه‌ های فرهنگ، ادبیات و تاریخ آثاری به رشته تحریر در آورده و در گستره‌های تاریخ و دانش و فن ‌آوری نو آثاری از زبان روسی نیز به فارسی ترجمه نموده ‌است.

مجموع آثار آقای خلیق در دو بخش اند: یکی سرایش و دیگری پژوهش‌های فرهنگی، ادبی و تاریخی.

در شمار دفتر های شعر آقای خلیق سلام به آفتاب، کاج بلند سبز، بر پای راه ابریشم، یک آسمان ستاره، از اوج‌های آبی، سرودعشاق، در بامیانِ قلبِ منی، مراد از بلخ، تو بودی، نقطه و نقطه، باز هم نقطه، اینک فقط تو مانده ای، آخرین مرز بی کرانی، هیجانِ جان، سرنوشتی دیگر، سخن عشق، زمزمۀ خراسان، به رهگذارغچی‌ها، زخم‌های تازه، از برگهای ریختۀ یادنامه‌ها و در قحط ‌سال عاطفه را میتوان نام برد.

امتداد آفتاب بیست ‌وچهارمین مجموعه شعر اوست که اشعار زیبای غنایی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی را در بر دارد.

ضمن آرزوی موفقیت های هرچه بیشتر این شاعر خوب کشور در راستای نگارش اشعار و تحقیقات گسترده ادبی، خوانش دفتر شعری امتداد آفتاب را به علاقمندان شعر توصیه می نماییم.

ویژگی ‌های یک کتاب مناسب برای ترجمه                                          

ترجمه برگردان اثری است که قبلاً در یکی از زبان های دیگر آفريده شده باشد، یا به سخن دیگر ترجمه کار بسيار دقيق فنی در انتقال يک اثر آفريده شده است. برای اینکه کار ترجمه دقیق و فنی باشد برخی از مواردی را باید در نظر داشته باشیم.

نخست اینکه کتاب یا اثری را که می خواهیم ترجمه کنیم آیا برای ترجمه مناسب است یا خیر؟ و در گام بعدی باید مشخص سازیم که هدف ما از ترجمه چیست؟

زمانی که بدانیم با این ترجمه چه مسیری را دنبال می‌ کنیم در انتخاب کتاب و تعیین ویژگی‌هایی که باید داشته باشد هم هوشمندانه ‌تر و دقیق ‌تر عمل خواهیم کرد.

به طور کلی، باید کتابی که انتخاب می ‌کنیم برای ‌ما روان و راحت باشد و بتوانیم از عهده ترجمه تخصصی آن برآییم.

علاوه بر میزان تسلط به موضوع و ترجمه کتاب باید به این هم دقت کنیم که مخاطبان‌ ما چه کسانی خواهند بود. زمانی که به ترجمه یک کتاب مشغول می ‌شویم، در واقع در حال آماده کردن یک محصول هستیم که قرار است آن را به فروش برسانیم و برای آن مخاطبانی پیدا کنیم.

پس در انتخاب کتاب برای ترجمه باید همواره مخاطبان را در ذهن داشته باشیم. دیگر اینکه باید ببینیم محتوای مورد نظر ما دارای جذابیت‌ های کافی برای مخاطبان احتمالی آن است یا خیر.

نکته دیگری که باید در کار ترجمه مد نظر بگیریم، توجه به حجم کتاب است. باید با توجه به موضوع، میزان کشش مطالب و سرآغاز فصل‌های کتاب و مخاطبان به انتخاب کتابی دست بزنیم که بیشترین میزان جذابیت و ظرفیت را در بخش خود ایجاد می‌ کند.

تاریخ چاپ کتاب هم از اهمیت زیادی برخوردار است. گاهی اوقات، موضوعی که برای ترجمه به سراغ آن می رویم باید حتماً تازه گی داشته باشد تا برای خواننده مفید واقع شود.

در بعضی از موارد هم نیازی به چنین چیزی نیست. یعنی گاهی با یک کتاب دینی و عقیدتی رو برو می شویم، که تاریخ نشر آن چندان اهمیتی در ارزش محتوایی آن ندارد.

روش‌های مختلفی برای ترجمه کتاب وجود دارد ولی ما باید با توجه به علاقمندی و شیوه نگارش خود کار ترجمه را آغاز کنیم.

یکی از موارد مهم در کار ترجمه ساده نویسی و کاربرد واژه های قابل فهم برای همه است که میتواند موثریت خاصی در این عرصه داشته باشد.

یکی از اساسی ‌ترین کار‌ ها برای ترجمه این است که در آغاز، یک بار یا حتی چند بار کتاب را بخوانیم و ببینیم که موضوع از چه قرار است. به عنوان یک مترجم باید بدانیم که قرار است با چه متنی رو به رو شویم. باید با خواندن کتاب قبل از دست به کار شدن برای ترجمه به لحن نویسنده هم دقت کنیم و ببینیم که چگونه نوشته است. به عنوان یک مترجم خوب باید چارچوب و لحن نویسنده را در کار ترجمه خود انتقال دهیم.

بعد از اینکه با متن کتاب آشنا شدیم باید به سراغ آماده کردن ابزارها و محیط نوشتن برویم. اگر به دستورالعمل هایی برای کمک گرفتن احتیاج داریم حتما باید به دنبال گزینه ‌های کاربردی و معتبر باشیم و از قبل آنها را تهیه کنیم.

علاوه بر آنها، محیطی که قرار است در آن مشغول به نوشتن و ترجمه شویم، وسایلی که برای ترجمه لازم داریم و تمام منابع احتمالی مفید را هم آماده سازیم. بعد از آماده شدن، کار نوشتن و ترجمه را آغاز نمائیم.

سنت اعـتکاف در فرهنگ اسلامی

اعتکاف در شریعت اسلامی، اقامت در مکانی مقدس به منظور تقرب جستن به الله متعال است. یا به سخن دیگر اعتکاف فرصت مناسبی است تا انسان با فراموشی همه پیچیدگی های اجتماعی و مسائل مادی و خستگی های روانی خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزش های معنوی وعلایق دنیوی دست بکشد و باخدای خود در خلوتکده دل به راز و نیاز بپردازد.

اعتكاف در دهه اخير رمضان سنت مؤكد بوده وعلما بدین عقیده اند که: اگر از يك قريه يك شخص نيز اعتكاف نمايد، حكمش از ديگران رفع می گردد.

بر اساس بیان قرآن عظیم الشان، اعتکاف عملی بوده که در شریعت حضرت ابراهیم علیه السلام از مناسک وعبادت های الهی به شمار می رفته و پیروان ایشان به این عمل می پرداختند.

پیامبران دیگری هم چون حضرت سلیمان علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام و حضرت زکریا علیه السلام یا خود به اعتکاف پرداخته و یا سرپرستی معتکفان را به عهده داشته اند.

پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نیز مانند اجداد خود بر دین حضرت ابراهیم علیه السلام بود وعبادات متداول آن دین ازجمله اعتکاف را برپا میداشت. محل اعتکاف پیامبر، غار حرا بود.

یکی از نیازهای فطری بشر در دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام، خلوت کردن انسان با خود و مرور کردن زندگی گذشته، حال و اعمالش است. وقتی در زمان معاصر به بشر جدید می ‌نگریم، می ‌بینیم که این نیاز در دوران کنونی هم وجود دارد تا انسان ‌ها بتوانند فراغتی پیدا نموده و در خلوت خاص، به دور از هیاهوی روزمره زندگی، با خالق خود ارتباط برقرار کنند. این نیاز فطری در دین مقدس اسلام به معنای اعتکاف و معتکف شدن در مساجد و به معنای دوری گزیدن از غیر خدا با قصد قربت به الله متعال است.

اعتکاف اجر بی شمار و فراوانی دارد و عملی پرفضیلت است. رسول الله صلى الله عليه وسلم خود همیشه به آن اهتمام می ورزیدند، گاهی همه رمضان، گاهی بیست روز آن و اکثر دهه آخر آن را در اعتکاف می گذراندند.

یکی از نکات مثبت در زمان ما گرایش جوانان و نوجوانان به اعتکاف است. معتکفین به دلیل آنکه دارای خودسازی وشخصیت‌ سازی عمیق معنوی و انسانی می ‌شوند، در روابط خود در اجتماع، ارتباط انسانی و الهی قابل توجهی دارند.

شاعران زبان دری نیز گاه گاهی در اشعار و سروده های شان به بیان این سنت پسندیده پرداخته و از پاداش بزرگ آن سخن گفته اند.

شیخ فریدالدین عطار شاعر وعارف بزرگ زبان دری در بیت زیبایی از بردباری کامل در اعتکاف سخن گفته و دست یافتن به گنج عظیمی را پاداش آن میداند:

در کنج اعتکاف دلی بردبار کو

بر گنج عشق جان کسی کامگار کو

ژولیده نیشابوری با اشاره به تلف کردن عمر درغفلت و پیروی ازخواهشات نفسانی، بندگان مومن را برای پاک شدن از این همه معصیت به اعتکاف دعوت می نماید:

یک عمر شدی خانه به دوش هوس و آز

یک ماه بیا معتکف خانه ما باش

بیان رحمت بی پایان الهی در اعتکاف یکی از موضوعاتی است که هاشم وفایی شاعر هم روزگار ما در ابیاتی به آن پرداخته و مسلمان ها را به این عمل پسندیده فرامیخواند تا در حریم حضرت حق، دل های شان را تجلی بخشند.

بس که دارد رحمت بی حد خدا، در اعتکاف

می زند عفو خدا ما را صَلا در اعتکاف

معتکف شو در حریم دوست، تا خود بشنوی

نغمه ایمان و عطر ربنا در اعتکاف

احمد درویش اعتکاف را تن پوشی ازهدایای باور وعقاید خاصی میداند که معتکف را در راه رسیدن به کام و مرادش یاری میرساند.

به تن نما برادرم، خلعت اعتکاف را

رسان به کام خویشتن لذت اعتکاف را

سه پنج روز زندگی، به راه و رسم بندگی

به پا نما برادرم، همت اعتکاف را

بازتاب واژه رمضان در شعر دری

ماه مبارك رمضان برترین و زیباترین ماه آفریدگار متعال است. درباره ویژگی‌ این ماه حرف‌ها و سخنان زیادی نوشته و گفته شده است، خداوند سبحان جلت عظمته در آیه ١٨٣ سوره بقره می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما فرض گردید همان گونه که بر پیشینیان شما فرض شده بود، تا پرهیزگار شوید.

پیامبر گرامی اسلام و بزرگان دین احادیث و روایات فراوانی در بزرگداشت این ماه بیان فرموده‌ اند.

بزرگی و زیبایی این ماه در نگاه شاعران نیز پوشیده نمانده وهمواره سخنوران چیره دست ما اشعار زیبایی در نکوداشت این ماه سروده اند.

اینك گلدسته هایی از باغستان بی پهنای شاعران توانای زبان دری را با ابیات زیبای كه در روشنایی این ماه مبارك آفریده ‌اند پیشكش شما عزیزان میداریم:

در شعر شیخ مصلح الدین سعدی رمضان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. حضور رمضان و روزه در غزلیات سعدی حضوری است پوشیده و رمزآلود که البته در بیشتر غزل های این سبک به همین گونه انعکاس یافته است.

نگاه سعدی به روزه و رمضان، نگاهی سیاسی، اجتماعی و انسانی است. جهد کردن برای نجات غریق نه به دربردن گلیم خویش از موج.

روزه در نگاه سعدی خوراندن طعام است به نیازمندان، نه خوردن طعام از سحر تا هنگام اذان مغرب.

مسلّم کسی را بوَد روزه داشت

که درمانده ای را دهد نان چاشت

وگرنه چه لازم که سعیی بری

ز خود بازگیری و هم خود خوری

شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری با ابیاتی دلنشینی از رسیدن روزه خبر داده و به بیدارشدن از خواب غفلت که بدون شک مرام و مقصودش ترک گناه و معصیت است، هشدار میدهد:

ای درغرورنفس به سربرده روزگار

برخیز، کارکن که کنون ‌است وقت کار

ای دوست ماه روزه رسید و توخفته‌ ای

آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر

حكیم ابوالقاسم فردوسی ایام رمضان را وقت مناسبی برای شناخت انسان از خود بیان كرده تا میزان علاقه به پروردگارش را بسنجد:

همان بر دل هر كسی بوده دوست

نماز شب و روزه آیین اوست

ناصر خسرو بلخی شاعر سده چهارم هجری، تشنگی و گرسنگی بدون درك كردن روزه را بی‌ فایده دانسته و عقیده دارد كه روزه دار باید به این امساك واقف باشد. وی گرفتن روزه بدون آگاهی را تحمل گرسنگی و تشنگیِ بیش نمی ‌داند.

چون روزه ندانی كه چه چیز است چه سود است

بیهوده همه روز تو را بودن ناهار

از جمله مباحث قرآنی که در اشعار حافظ شیرین سخن خوش نشسته و چون نگین انگشتری، شعرش را زینت بخشیده است مفاهیمی چون: رمضان، روزه و شب قدر است که از جمله زیباترین ابیات در دیوان او را شامل می شود. حافظ قدر و منزلت روزه و رمضان را میداند و به نیکی دریافته که از کرامت این ماه است که چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت.

با آنچه گفته آمدیم در اخیر این جُستار، چشم انداز فرخی سیستانی در پیوند به ماه رمضان را که از آن به نیکی یاد کرده و به پرهیز از معصیت و گناه اشاره دارد، سخن مان را به پایان میبریم.

به فال نیک تو را ماه روزه روی نمود

تو دور باش و چنین روزه صد هزار گذار

ابزارک تصویر

ابزارک تصویر

مهمان نوازی در فرهنگ مردم افغانستان

مهمانی رفتن و پذیرایی شایسته از مهمان جزء از فرهنگ افغان هاست و در میان مردم ما موجب خیر و برکت شمرده می شود. افغان ها مردمانی هستند که در میان کشورهای دنیا به مهمان ‌نوازی شهرت دارند.

مهمانی دادن ومهمان شدن از رسوم زیبا و پسندیده در فرهنگ مردم ماست، چیزی که در بسیاری از کشورهای دنیا به سردی، رفتار خشک و بی‌ روح بدان نگریسته می شود، ولی در افغانستان، در دورترین روستاها دوستی، محبت و مهمان نوازی زبانزد عام و خاص است.

مهمان نوازی در دین مقدس اسلام نیز مورد تکریم قرار گرفته و احادیث و روایت های بسیاری در این خصوص وجود دارد. همچنین روایت می شود که مهمان حبیب خدا بوده و با ورود وی به خانه رزق و برکت فراوان وارد شده و نعمت فراوانی به میزبان عطا می شود.

مهمان نوازی و پذیرایی از مهمان در فرهنگ اسلام جایگاه خاصی داشته و به آن تأکید گردیده و گفته شده است که این موضوع باعث ایجاد انس و آشنایی بیشتر، شرکت دادن دیگران در غذا و دسترخوان و احترام و بزرگداشت مردم است. کسانی که بهره بیشتری از این سجیه اخلاقی دارند همواره به آن مباهات و افتخار می کنند.

در مهمان نوازی و پیشکش و تناول غذا آداب و روش های زیادی وجود دارد که به شدت در میان مردم پیروی می ‌شوند.

روش خوب مهمان نوازی آنست که با پیشانی باز از مهمان پذیرایی شود و از تکلف و تعارف بیش از حد پرهیز گردد و مقدار تناول غذا به میل و خواست خود مهمان باشد. مهمان ها هم بیشتر می کوشند تا همان قدر غذا بر دارند که خودش میخواهند، از سویی هم نمی خواهند اسراف شود و مقداری از غذا در ظرف شان بازمانده شود.

رسم و عادت دیگر این است که افغان سعی برآن دارند تا جایگاه مهمان را بخاطر احترام و پذیرایی بهتر در بالا ترین قسمت خانه قرار دهند و نشستن مهمان در نزدیک دروازه را یک نوع ننگ و عار می دانند.

برای مهمانی که میخواهد شب را در منزل میزبان سپری نماید، مهماندار ترتیبات خاصی مثل تهیه رختخواب پاکیزه و تمیز، توجه به درجه سردی و گرمی اتاق، به خواب نرفتن میزبان قابل از مهمان و بیدار شدن صبح زود برای نماز، قبل از مهمان را باید در نظر داشته باشد.

هرچند مردم افغانستان در همه نقاط کشور مهمان نواز هستند ولی با آنهم مهمان نوازی برخی از مناطق بیشتر سر زبان هاست.

در پذیرایی از مهمان این هم خیلی اهمیت دارد که نخست مهمان و یا مهمان ها دست به غذا ببرند، در حالی که میزبان می کوشد آخرین نفر باشد و مقدار بیش از حد ‌غذا در ظرفش برندارد. یک میزبان خوب لازم است حداقل سه بار به مهمان تعارف کند تا بداند چیز دیگری می‌ خواهد یا خیر.

مهمان نوازی در شعر و ادبیات دری نیز به خوبی قابل مشاهده بوده و شاعران ابیات بی شماری در این خصوص گفته و سروده های زیبایی نوشته اند. به طور مثال در این خصوص در قابوس نامه آمده است که « هر روز مهمان به خانه دعوت نکن زیرا که هر روز نمی توانی به شایستگی حق مهمان را ادا کنی ».

مولانا جلال الدین محمد بلخی شاعر بزرگ زبان دری در بیت زیبایی فضیلت مهمان داشتن را چنین بیان می نماید:

ای خوشا روزی که ما محبوب را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

میرزا محمد علی صائب شاعر توانای زبان فارسی در بیت زیبایی خیر و برکت قدوم مهمان به صاحب خانه را اینگونه به تصویر کشیده است:

رزق ما با پای مهمان می ‌رسد از خوان غیب

میزبان ماست هر کس می‌ شود مهمان ما

فخرالدین عراقی شاعر سده هفتم هجری در بیتی اینگونه از مهمان سخن می گوید:

خرم آن خانه که باشد چون تو مهمانی در او

مقبل آن کشور که او را چون تو سلطانی بود

مهمانی رفتن و پذیرایی شایسته از مهمان جزء از فرهنگ افغان هاست و در میان مردم ما موجب خیر و برکت شمرده می شود. افغان ها مردمانی هستند که در میان کشورهای دنیا به مهمان ‌نوازی شهرت دارند.

مهمانی دادن ومهمان شدن از رسوم زیبا و پسندیده در فرهنگ مردم ماست، چیزی که در بسیاری از کشورهای دنیا به سردی، رفتار خشک و بی‌ روح بدان نگریسته می شود، ولی در افغانستان، در دورترین روستاها دوستی، محبت و مهمان نوازی زبانزد عام و خاص است.

مهمان نوازی در دین مقدس اسلام نیز مورد تکریم قرار گرفته و احادیث و روایت های بسیاری در این خصوص وجود دارد. همچنین روایت می شود که مهمان حبیب خدا بوده و با ورود وی به خانه رزق و برکت فراوان وارد شده و نعمت فراوانی به میزبان عطا می شود.

مهمان نوازی و پذیرایی از مهمان در فرهنگ اسلام جایگاه خاصی داشته و به آن تأکید گردیده و گفته شده است که این موضوع باعث ایجاد انس و آشنایی بیشتر، شرکت دادن دیگران در غذا و دسترخوان و احترام و بزرگداشت مردم است. کسانی که بهره بیشتری از این سجیه اخلاقی دارند همواره به آن مباهات و افتخار می کنند.

در مهمان نوازی و پیشکش و تناول غذا آداب و روش های زیادی وجود دارد که به شدت در میان مردم پیروی می ‌شوند.

روش خوب مهمان نوازی آنست که با پیشانی باز از مهمان پذیرایی شود و از تکلف و تعارف بیش از حد پرهیز گردد و مقدار تناول غذا به میل و خواست خود مهمان باشد. مهمان ها هم بیشتر می کوشند تا همان قدر غذا بر دارند که خودش میخواهند، از سویی هم نمی خواهند اسراف شود و مقداری از غذا در ظرف شان بازمانده شود.

رسم و عادت دیگر این است که افغان سعی برآن دارند تا جایگاه مهمان را بخاطر احترام و پذیرایی بهتر در بالا ترین قسمت خانه قرار دهند و نشستن مهمان در نزدیک دروازه را یک نوع ننگ و عار می دانند.

برای مهمانی که میخواهد شب را در منزل میزبان سپری نماید، مهماندار ترتیبات خاصی مثل تهیه رختخواب پاکیزه و تمیز، توجه به درجه سردی و گرمی اتاق، به خواب نرفتن میزبان قابل از مهمان و بیدار شدن صبح زود برای نماز، قبل از مهمان را باید در نظر داشته باشد.

هرچند مردم افغانستان در همه نقاط کشور مهمان نواز هستند ولی با آنهم مهمان نوازی برخی از مناطق بیشتر سر زبان هاست.

در پذیرایی از مهمان این هم خیلی اهمیت دارد که نخست مهمان و یا مهمان ها دست به غذا ببرند، در حالی که میزبان می کوشد آخرین نفر باشد و مقدار بیش از حد ‌غذا در ظرفش برندارد. یک میزبان خوب لازم است حداقل سه بار به مهمان تعارف کند تا بداند چیز دیگری می‌ خواهد یا خیر.

مهمان نوازی در شعر و ادبیات دری نیز به خوبی قابل مشاهده بوده و شاعران ابیات بی شماری در این خصوص گفته و سروده های زیبایی نوشته اند. به طور مثال در این خصوص در قابوس نامه آمده است که « هر روز مهمان به خانه دعوت نکن زیرا که هر روز نمی توانی به شایستگی حق مهمان را ادا کنی ».

مولانا جلال الدین محمد بلخی شاعر بزرگ زبان دری در بیت زیبایی فضیلت مهمان داشتن را چنین بیان می نماید:

ای خوشا روزی که ما محبوب را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

میرزا محمد علی صائب شاعر توانای زبان فارسی در بیت زیبایی خیر و برکت قدوم مهمان به صاحب خانه را اینگونه به تصویر کشیده است:

رزق ما با پای مهمان می ‌رسد از خوان غیب

میزبان ماست هر کس می‌ شود مهمان ما

فخرالدین عراقی شاعر سده هفتم هجری در بیتی اینگونه از مهمان سخن می گوید:

خرم آن خانه که باشد چون تو مهمانی در او

مقبل آن کشور که او را چون تو سلطانی بود