تولد خورشید

 

صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم

هیجان ها را پرواز دهیم

روی ادرک، فضا، رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم

آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی

ریه را از ابدٌیت پر و خالی بکنیم

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم

نام را باز ستانیم از ابر

از چنار از پشه از تابستان

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم

در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم

ابری نیست

بادی نیست

می نشینم لب حوض

گردش ماهی ها روشنی من گل آب

پاکی خوشه زیست

مادرم

ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط

نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد

نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست

چیزهایی هست

که نمی دانم

می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد

می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم

راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت

پرم از راه از پل از رود از موج

پرم از سایه برگی در آب

چه درونم تنهاست

سهراب سپهری

اعتکاف فرصتی برای خودسازی معنوی                               

اعتکاف فرصت باارزش برای خودسازی معنوی و شخصیت سازی صحیح برای حضور موثر در زندگی اجتماعی است.

یکی از آئین ‌هایی که قبل از گسترش دین اسلام نیز وجود داشته، اعتکاف بوده است.

بر اساس بیان قرآن کریم، اعتکاف عملی بوده که در شریعت ابراهیم علیه السلام از مناسک و عبادت های الهی به شمار می رفته و پیروان ایشان به این عمل می پرداختند.

حضرت سلیمان علیه السلام نیز در بیت المقدس اعتکاف می کرد و آب و خوراک برای آن حضرت فراهم می شد و او در آنجا به عبادت می پرداخت.

حضرت موسی علیه السلام با وجود مسئولیت سنگین رهبری و هدایت امت، برای مدت زمانی آنان را ترک کرد و برای خلوت با خدا به خلوت گاه کوه طور شتافت.

حضرت زکریا علیه السلام از کسانی بود که سرپرستی معتکفان در بیت المقدس را به عهده داشت و از جمله کسانی را که در امر اعتکاف سرپرستی می کرد، حضرت مریم علیهاالسلام بود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم نیز مانند اجداد خود بر دین حضرت ابراهیم علیه السلام بود و عبادات متداول آن دین از جمله اعتکاف را بر پا می داشت. محل اعتکاف پیامبر، غار حرا بود.

یکی از نیازهای فطری بشر در دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام، خلوت کردن انسان با خود و مرور کردن زندگی گذشته، حال و اعمالش است. وقتی در زمان معاصر به بشر جدید می ‌نگریم، می ‌بینیم که این نیاز در دوران کنونی هم وجود دارد تا انسان ‌ها بتوانند فراغتی پیدا نموده و در خلوت خاص، به دور از هیاهوی روزمره زندگی، با خالق خود ارتباط برقرار کنند. این نیاز فطری در دین اسلام به معنای اعتکاف و معتکف شدن در مساجد و به معنای دوری گزیدن از غیر خدا با قصد قربت به خداوند است.

اعتکاف اجر بی شمار و فراوانی دارد و عملی پر فضیلت است. خود رسول الله صلى الله عليه و سلم همیشه به آن اهتمام می ورزیدند گاهی همه رمضان و گاهی بیست روز آن و اکثر دهه آخر آن را در اعتکاف می گذراندند. معتکف از دنیا قطع رابطه کرده و بر دروازه الله می نشیند پس در بهره مند شدن او هیچ شکی وجود ندارد.

هدف از اعتکاف وابسته کردن دل و مشغول کردن به ذات باری تعالی است و از انس با مخلوق دور شده و با خالق انس گرفته می شود و همین انس در وحشت قبر بکار می آید و از اهداف اصلی آن جستجو و در یافت شب قدر است. در حدیث مبارکی از پیامبر بزرگوار اسلام در فضیلت اعتکاف چنین آمده است :

معتکف از گناهان محفوظ است، برای معتکف به همان اندازه نیکی نوشته می شود که برای انجام دهنده کل نیکی ها نوشته می شود.

یکی از نکات مثبت در زمان ما، گرایش جوانان و نوجوانان و تحصیل ‌کردگان به اعتکاف است. معتکفین به دلیل آنکه دارای خودسازی و شخصیت‌ سازی عمیق معنوی و انسانی می ‌شوند، در روابط خود در اجتماع، ارتباط انسانی و الهی قابل توجهی دارند. افرادی که در جامعه ناهنجاری ایجاد می ‌کنند و ارتباط خوبی با اجتماع ندارند، در ارتباط شان با خدا هم دچار مشکل هستند.

شاعران نام آشنای زبان دری نیز گاه گاهی در اشعار شان به بیان این سنت پسندیده پرداخته و از پاداش بزرگ آن سخن گفته اند.  

شاعر توانا و عارف بزرگ شیخ فرید الدین عطار در بیت زیبایی از بردباری کامل در  اعتکاف سخن گفته و دست یافتن به گنج عظیمی را پاداش آن میداند:

در کنج اعتکاف دلی بردبار کو

بر گنج عشق جان کسی کامگار کو

شاعر معاصر هاشم وفایی در ابیاتی به بیان رحمت بی پایان خدا در اعتکاف پرداخته و سایر مسلمان ها را به این عمل پسندیده فرا میخواند تا در حریم حضرت حق، دلهای شان را تجلی بخشند.

بس که دارد رحمت بی حد خدا، در اعتکاف

می زند عفو خدا ما را صَلا در اعتکاف

معتکف شو در حریم دوست؛ تا خود بشنوی

نغمه ی ایمان و عطر ربنا در اعتکاف

احمد درویش اعتکاف را تن پوشی از هدایای باور و عقاید خاصی میداند که معتکف را در راه رسیدن به کام و مرادش یاری میرساند.

به تن نما؛ برادرم، خلعت اعتکاف را

رسان به کام خویشتن لذت اعتکاف را

سه پنج روز زندگی، به راه و رسم بندگی

به پا نما؛ برادرم، همت اعتکاف را

رمضان در آینه شعر و ادب دری                                              

ماه مبارك رمضان برترین و زیباترین ماه آفریدگار متعال است. درباره ویژگی‌ این ماه حرف ‌ها و سخنان زیادی نوشته و گفته شده است.

فضیلت این ماه مبارک به جهت نزول قرآن کریم در آن ویژگی های منحصری دارد که درمیان ماه های قمری برترین است. خداوند متعال در قرآن عظیم الشان می فرماید:

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ

ترجمه: ماه رمضان ماهى است که قرآن براى هدایت انسان ‏ها در آن نازل شده است.

از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نیز در بزرگداشت این ماه احادیث فراوانی نقل گردیده است.‌ پیامبر بزرگوار اسلام در یکی از احادیث مبارک فضیلت این ماه را چنین بیان میدارد:

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى ‏افزاید و گناهان را پاك مى ‏كند و آن ماه بركت است.

بزرگی و زیبایی این ماه درنگاه شاعران نیز پوشیده نمانده وهمواره سخنوران چیره دست این سرزمین شعرهای زیبایی در نکوداشت این ماه سروده اند.

اینك گلدسته هایی از باغستان بی پهنای شاعران توانای زبان دری را با ابیات زیبای كه در روشنایی این ماه مبارك آفریده ‌اند پیشكش شما عزیزان میداریم:

شیخ فریدالدین عطار نیشابوری با ابیاتی اینگونه از رسیدن روزه خبر میدهد:

ای درغرورنفس به سربرده روزگار

برخیز، کارکن که کنون ‌است وقت کار

ایدوست ماه روزه رسید و توخفته‌ ای

آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر

حكیم ابوالقاسم فردوسی ایام رمضان را وقت مناسبی برای شناخت انسان از خود بیان كرده تا میزان علاقه به پروردگارش را بسنجد:

همان بر دل هر كسی بوده دوست

نماز شب و روزه آیین اوست

شیخ مصلح الدین سعدی دربیت زیبایی چنین گفته است:

ای دوست روزهای تنعم به روزه باش

باشد كه درفتد شب قدر وصال دوست

مولانا جلال الدین محمد بلخی یكی از شاعرانی بزرگ زبان دری است كه بیشترین شعر را در وصف روزه و حقیقت روزه ‌داری سروده است. قدر و جایگاه روزه‌ در نظر مولانا آنچنان بالا است كه چندین قطعه شعر را به صورت تمام درباره‌ روزه و بر اساس مضمون صیام و روزه ‌داری سروده است.

می ‌بسازد جان و دل را بس عجایب كان صیام

گر تو خواهی تا عجب گردی، عجایب دان صیام

گر تو را سودای معراج است بر چرخ حیات

دان كه اسب تازی تو هست در میدان، صیام

ماهی بیچاره را آب آن ‌چنان تازه نكرد

آنچه كرد اندر دل و جان های مشاقان صیام

حكیم ناصر خسرو بلخی تشنگی و گرسنگی، بدون درك كردن روزه را بی‌ فایده می‌ داند و عقیده دارد كه باید به این امساك واقف بود. وی روزه دار بدون آگاهی را مثل كسی می ‌داند كه بیهوده گرسنگی و تشنگی می ‌چشد. ذكر این نكته خالی از لطف نیست كه كلمه ناهار در گذشته به معنای غذا نخوردن بوده و از مصدر آهار می ‌آمده است. در گذر ایام، نا آهار به معنی رفع گرسنگی نكردن یا غذا نخوردن جای خود را به واژه امروزی ناهار با معنایی متفاوت داده است:

چون روزه ندانی كه چه چیز است چه سود است

بیهوده همه روز تو را بودن ناهار

فرخی سیستانی:

به فال نیک تو را ماه روزه روی نمود

تو دور باش و چنین روزه صد هزار گذار

خواجه شمس الدین محمدحافظ قدر و منزلت روزه و رمضان را می داند و به نیکی دریافته که از کرامت این ماه است که چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت از این رو می گوید:

روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی

دریادبود از رضا بَراهنی شاعر و نویسنده شهیر زبان فارسی                  

رضا بَراهنی شاعر، نویسنده، نظریه ‌پرداز و منتقد ادبی زبان فارسی صبح روز جمعه پنجم فروردین در شهر تورنتوی کشور کانادا جهان فانی را بدرود گفته و به جاودانگان پیوست.

رضا بَراهنی در ماه آذر سال ۱۳۱۴ خورشیدی در شهر تبریز کشور ایران به دنیا آمد. خانواده ‌اش زندگی فقیرانه ‌ای داشت و رضا درضمن آموزش ‌های دوره مکتب، ناگزیر کار هم می ‌کرد. در۲۲ سالگی از دانشگاه تبریز موفق به دریافت لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گردید، سپس به کشور ترکیه رفت و بعد از دریافت دکترا دوباره به ایران برگشت. در سال ۱۳۴۳ با سِمت دستیار استاد در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در سال ۱۳۴۷ به حیث عضو آن دانشگاه برگزیده شد.

روانشاد رضا براهنی تا زمان حضور در ایران چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه ‌نویسی برگزار کرد و شاگردان بسیاری تقدیم جامعه فرهنگی کشورش نمود.

در سال ۱۳۵۱ جهت تدریس به ایالات متحده آمریکا رفت. اما دیری نگذشت که واپس به ایران برگشت. بار دیگر در سال ۱۳۵۳ به آمریکا رفت و در سال ۱۳۵۶ برندهٔ جایزهٔ بهترین روزنامه ‌نگار حقوق انسانی شد. براهنی در سال ۱۳۵۱ به زندان رفت و مدت سه ماه را در زندان سپری کرد.    زنده یاد بَراهنی از سال ۱۳۵۱ در نیویورک به ریاست «کمیته برای آزادی هنر و اندیشه در ایران» به عنوان بخشی از «حزب کارگران سوسیالیست» درآمده بود. براهنی از فعال ‌ترین اعضای این کمیته بود و روایت‌ های او در این بیانیه ‌ها نیز معمولاً استفاده می ‌شد.

از جمله مشهورترین آثار رضا براهنی کتاب تحقیقی، تحلیلی و انتقادی «طلا در مس» می باشد، اثر دیگر «خطاب به پروانه ‌ها» نام دارد که شامل اشعار و دیدگاه ‌های او در زمینه شعر است. کتاب شعر بلند «اسماعیل» اثر دیگر روانشاد رضا براهنی است که با یاد و خاطره دوستش اسماعیل شاهرودی به رشته تحریر در آمده است. «ظل‌الله» نام مجموعه اشعار او است که در زندان سروده شده است.

رضا براهنی همچنین رمان ‌های بحث ‌انگیز و ماندگاری چون «آزاده خانم و نویسنده ‌اش»، «رازهای سرزمین من» و «روزگار دوزخی آقای ایاز» را در کارنامه کاری خود دارد. براهنی اشعار زیادی سروده و داستان ها و رمان های زیادی نوشته است که در ادبیات معاصر تاثیرگذار می باشند. از آثار برجسته او در نیویورک می توان به آهوان باغ، آواز کشتگان، رازهای سرزمین من و الیاس اشاره کرد.

از این شاعر و نویسنده توانا، سروده زیبای را برگزیده و تقدیم شما عزیزان میداریم:

امروز در بهاری ترین روز زندگی ام

چگونه فوت کنم

شمع هایی را که

تنها آرزویشان

تو بودی؟

ای بهار زود خزان شده دلم

بی تو هیچ بهاری بوی تازگی نمی دهد.