جایگاه ضرب المثل در زبان و ادبیات عامیانه دری

ضرب المثل ها سخنان کوتاه، فشرده با ساختار محکم و درونمایه تربیتی، اخلاقی، پند و اندرز و سایر مسایل اند که سینه به سینه از یک نسل به نسل دیگر انتقال یافته و بخشی از فرهنگ مردم محسوب می گردد.
در فرهنگ عامیانه مردم ما هزاران ضرب المثل آموزنده و پرمفهوم وجود دارد که ریشه در اعماق تاریخ داشته و از حد احصا و شمارش خارج اند. این ضرب المثل ها که بصورت های منظوم و منثور در بین مردم ما مورد کاربرد قرار می گیرند، گاه با طنز آمیخته اند و گاه به صورت جدی موضوعی را بیان میدارند.
ضرب المثل ها آیینه های روشن و شفافی اند که می توان در آن ها گوشه های گونه گون زندگی اجتماعی مردم را به روشنی دید. در آیینه ضرب المثل ها تجربه ها، رسم و رواج ها، افکار و اندیشه ها، انسان دوستی، محبت، کینه، نفرت، انتقام جویی، رازداری، شجاعت و جوانمردی، میهن دوستی، صداقت و امانتداری، کمک و همیاری و دیگر مسایل مربوط به زندگی مادی و معنوی مردم بازتاب گسترده یی دارد و شاید بتوان گفت که خود تبلور یک چنین اندیشه ها و عاطفه هایی اند. گاهی هم ضرب المثل ها ریشه داستانی دارند که ماهیت ضرب المثل از آن داستان بر می خیزد.
ضرب المثل ها به عنوان ستون فرهنگ مردم و یکی از اقسام ادبی همواره مورد توجه شاعران زبان دری بوده است.
کاربرد ضرب المثل ها در ادبیات کهن دری از سابقه و سرگذشت دراز و گسترده یی برخوردار است. حتی میتوان گفت که شعر دری از همان سپیده دم پیدایی به نوعی با ضرب المثل ها آمیخته بوده است. شاعران و نویسندگان بزرگ دری از ضرب المثل برای بیان اندیشه های والای خود سود جسته و این شیوۀ بیان به عنوان شاخصۀ سبک شان درآمده است.
ضرب المثل های منظوم به دلایلی گوناگونی از سوی شاعران و خوانندگان شعر مورد توجه بوده است. از جمله: ایجاز و اختصار، آوردن معانی بلند در شعر، فراگیر بودن، تطابق ضرب المثل و شعر درمورد مطلب مورد نظر، سهولت حفظ شعر، سرعت انتشار شعر، سرعت انتقال معنی، قدرت جذب افکار و گرایش فطری مردم به شعر را میتوان نام برد.
ناگفته نباید گذاشت که اهل بلاغت کاربرد ضرب المثل و آوردن سخنان حکمت آمیزِ مناسب و داستانهای آموزنده تاریخی و حکمت آمیز در میان سخن را از هنرهای ترکیب کلام رسا و بیان گیرا در شعر و ادب دری دانسته اند.
چون ضرب المثل غالباً رایج و ذهن همگان به آن آشناست، بناً به انتقال معنی کمک می کند و در عین ایجاز ازعهدۀ این مهم برمی آید. یا به سخن دیگر شاعر به سبب همین اُنس و آشنایی از نیروی معنوی ضرب المثل بهره می برد و معنی مورد نظرش را بیان می کند و دو دیگر اینکه با استفاده از ضرب المثل، مفاهیم با اشاره ای لطیف به ذهن دیگران راه می یابد و این طرز بیان از سخن گفتن واضح و آشکار رساتر و شیرین تر است.
بسا اتفاق می افتد که موضوعِ ضرب المثل به ظاهر حقیقتی را در بر ندارند یا الفاظ آنها با موضوع سخن بی ارتباط به نظر می رسد، اما ذهن، نکتۀ مورد نظر و این ارتباط ظریف را درمی یابد و مسرور می شود.
شاعران سبک عراقی بیشتر از شاعران سبک خراسانی و شاعران سبک هندی بیشتر از هر دو سبک دیگر از ضرب المثل بهره جسته اند.
با نمونه های از سبک عراقی و هندی بحث مان در این مورد را جمع بندی نموده و در فرصت دیگر با توضیحات بیشتر در خدمت خواهیم بود.
خواجه شمس الدین محمد حافظ با اشاره به سیاه بختی برخی از افراد، ضرب المثل زیبایی را اینگونه در شعر به کار برده است:
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه
میرزا محمد علی صائب شاعر بزرگ زبان فارسی نیز در سرایش اشعارش از ضرب المثل مدت جسته و برای انتقال اندیشه خود مثل های معروف در میان مردم را به کار برده است مانند این بیت زیبا:
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج



