خط بریل و چگونگی پیدایش آن                                            

خط بریل، الفبایی است که به نابینایان کمک می‌ کند همانند افراد عادی خواندن و نوشتن را بیاموزند. برای استفاده از این نوع خط به حس لامسه نیاز است؛ این شیوه ی از نگارش با در نظرداشت زبان های مختلف به دو گونه چپ به راست و راست به چپ تنظیم و جهت آموزش و مطالعه نابینایان مورد استفاده قرار می گیرد.

خط یا الفبای بریل برای اولین بار توسط یکی از آموزگاران کشور فرانسه به نام لوئی بریل ایجاد و در دسترس نابینایان نهاده شد.

لوئی بریل پسر مرد چرم دوزی بود که میخواست در دستگاه پدرش مشغول کار کفش دوزی گردد، ولی متأسفانه در کودکی یک میله آهنی نوک تیز به نام دروش وارد چشم او شد و در نتیجه یکی از چشمانش آسیب جدی دید. طولی نکشید که التهاب و عفونت به چشم دیگر نیز سرایت کرد و قرنیه‌ های هر دو چشمش از بین رفت. در نتیجه بریل، بینایی خود را به طور کامل از دست داد.

لوئی بریل دارای هوش سرشار بود و با کمک پدر و مادر خود توانست خط معمولی را به صورت برجسته بیاموزد و همانند بقیه افراد معمولی بخواند و بنویسد. اما پس از مدتی متوجه شد که خواندن خط عادی برای نابینایان بسیار دشوار و طاقت فرسا است. او ضمن انجام تکالیف مدرسه، تمام زمان فراغت خود را به تکمیل خط نابینایان‌ که بزرگ‌ ترین هدف زندگی او بود، اختصاص ‌داد و حـتی در روزهای تعطیل نیز اوقات خود را صرف‌ این‌ کار ‌کرد. زمانی که به پانزده سالگی رسید، روش ابداعی او به حدی تکمیل شده‌ بود که مدیر موسسه نابینایان تحت تأثیر آن قرار گرفت و دستور داد که این روش به طور غیر رسمی مورد استفاده‌ متعلمین نابینا قرار گیرد. بریل توانست با تلاش‌ های بی ‌وقفه خود در سن شانزده سالگی خطی اختراع نماید که مشکل نابینایان را برای خواندن حل کند.

بریل پس از ۴۳ سال زندگی پر مشقت سرانجام در سال ۱۸۵۲ در اثر ابتلا به بیماری سل بدرود حیات گفت.

در مراسم جنازه بریل، یک صف طولانی از افرادی نابینا، به کمک عصاهای سفیدرنگ خود شرکت کرده بودند، چون این نابینایان به خوبی آگاه بودند که تا چه اندازه مدیون اختراع خط ساخته شده توسط او هستند.

خط بریل که از نقطه ‌های‌ برجسته تشکیل گردیده است، امکان یادگیری دانش‌ های بشری مختلف را برای نابینایان فراهم ساخت و خوشبختانه چند سال پس از مرگ او این اختراع در سراسر جهان به رسمیت شناخته شد.

حروف بریل از چند نقطه برجسته در قالب دو ستون تشکیل شده و فرد نابینا به منظور خواندن این حروف، انگشت خود را روی آن‌ ها قرار داده و با شناسایی موقعیت برجستگی‌ ها، حروف و کلمات را تشخیص می ‌دهد. با استفاده از خط بریل، فرد نابینا می ‌تواند به سرعت آثار و نوشته های دیگران را بخواند و از محتوای آن مستفد گردد.

تضاد و تناقض در شعر سعدی                                         

شعر، آفرینش زیبایی با زبان است. شاعر با صور خیال و صنایع بدیعی، سخن خویش را می آراید و زینت می بخشد. سخن زمانی زیبا و آراسته می گردد که حامل معانی و مفاهیم بلند عارفانه و اخلاقی باشد. سعدی در غزلیات خویش ساده، روان و پرمحتوا سخن گفته است. تضاد و تناقض از جمله صنایع ادبی است که او به شکل های گوناگون از جهت دستوری و مفهومی در مطابقت به موضوع و هدفی که دارد از آنها برای زیبایی و بیان مضامین اش استفاده کرده است. سعدی گاه به صورت ساده و معمولی امور متضاد را در کلام خود می آورد و مطلب و واقعیتی را بیان می کند و گاه به صورت تخصصی، ظریف و شگفت انگیز هنرنمایی می کند یعنی از گروه امور متضاد و متناقض، تصویری شگفت هنری خلق می کند که اعجاب انگیز و ذوق پسند است. سعدی با این ترفند شگفت ادبی دست به کاربرد مفاهیم ناآشنا می زند و این برخلافِ چیزی است که ذهن در حالت معمولی و عادی به آن عادت کرده است.

تضاد و تناقض از جمله صنایع بدیعی ادبی است که سعدی از آنها در غزل هایش برای بیان مقاصد و مفاهیم عاشقانه، عارفانه، اجتماعی و اخلاقی بهره جسته است. ناگفته نماند که این مخالفت در عالم هنر وشعر اتفاق می افتد و هنر، زبان خاصِ خود را دارد و شاعر با هنر خود که شعر است دست به کاربرد واژه ها و کلمات ناآشنا میزند و تصاویری می آفریند که بدیع، زیبا شگفت انگیز و دلپسند هستند. اینک به گونه فشرده نمونه های از تضاد و تناقض در شعر سعدی را برگزیده و پیشکش شما ادبدوستان میداریم:

تضاد یکی از پرکاربردترین صنایع بدیع ادبی در غزلیات سعدی است که به سطح ادبی سبک او بر می گردد. سعدی در برخی از غزلیاتش بسیار ساده و معمولی امور متضاد را در مقابل هم قرار میدهد تا هدف و مقصودش را با زبان شعر بیان کند. زیبایی و ذوق پسندی زمانی حاصل می شود که امور و مفاهیم متضاد در برابر هم قرار بگیرند، مانند واژه های آبگینه و سنگ در این بیت زیبا:

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق آبگینه و سنگست

یکی از گونه های پرکاربرد تضاد در غزل سعدی تقابل مفاهیم عقل و عشق است، عشق از مهمترین و اساسی ترین مضامین و درونمایه های غزل عرفانی است. ای که شمشیر جفا برسر ما آخته ای

دشمن از دوست ندانسته ونشناخته ای

و یا:

نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن

نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم

در ادبیات عرفانی زبان دری مباحث به طور کل، پیرامون عشق می چرخد، عشقی که از دیدگاه عرفا علت و سبب آفرینش جهان می باشد. در شعر دری همیشه بین عقل و عشق تضاد و نزاع بوده است، جایی که عشق سایه افگنَد دیگر مکانی برای عقل وجود نخواهد داشت، طوری که سعدی خود گفته است:

فرمان عقل و عشق به یک جای نشنوند

غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی

با آنچه گفته آمدیم این نکته روشن می گردد که تضاد و تناقض های موجود در کلام سعدی خدشه ای بر سادگی و روانی کلامش وارد نکرده بلکه آن را زیباتر و لطیف تر و شیرین تر ساخته است. بنابراین میتوان گفت که سعدی با کاربرد این صنعت توانسته است به گونه متفاوتی به زیبای بیان و خواسته های اجتماعی و اخلاقی خویش بپردازد.