بهترین استاد

در نخستین روز رخصتی ‌های زمستانی، وقتی که برف چون پنبۀ سفید روی کوچه ‌های قریه نشسته بود، سرور شاگرد باهوش و آرام، در کنار بخاری نشسته و به بیرون نگاه می ‌کرد. همۀ هم ‌سن ‌وسال ‌هایش برای بازی‌ های زمستانی و خواب ‌های بی ‌حد برنامه داشتند، اما سرور احساس می ‌کرد امسال باید رخصتی را طور دیگری سپری کند، طوری که برای آینده ‌اش مفید باشد.

او کتابچه‌ کوچکی برداشت و نوشت: رخصتی برای رشد است، نه استراحت.

در نخستین روزها سرور تصمیم گرفت برای هر روزِ رخصتی سه کارِ مهم انجام دهد: مرور درس ‌ها، یاد گرفتن یک مهارتِ تازه و کمک به خانواده

صبح روز نخست، او کتاب ریاضی ‌اش را باز کرد و موضوعاتی را که در جریان سال برایش سخت بود، دوباره خواند. وقتی مسأله‌ ای را حل می کرد، لبخندِ آرام روی لب هایش می‌ نشست. او میدانست که این تمرین ‌ها در سال آینده کمک بزرگی برایش میشود.

عصر همان روز، سرور به اتاق کوچک پدرش رفت. جایی که وسایل ساده نجاری وجود داشت. پدرش با تعجب پرسید: امروز چه کار داری، بچیم؟

سرور گفت: پدرجان، می ‌خواهم در رخصتی یک مهارت یاد بگیرم. ممکن است به من برخی از کارهای نجاری ‌را یاد بدهی؟

چشمان پدرش از خوشی برق زد. روزهای بعد، سرور یاد گرفت چگونه چکش را درست بگیرد، چگونه اندازه بگیرد و چگونه چوب ‌ها را دقیق برش کند. چند روز بعد، او توانست یک جعبۀ کوچک کتاب برای اتاقش بسازد، جعبه ‌ای که با دست خودش ساخته و رنگ گردیده بود. وقتی آن را روی میز گذاشت، حس کرد رخصتی‌اش به‌ راستی ارزشمند شده است.

سرور هر روز یک ساعت را هم برای کمک در خانه اختصاص داده بود: آوردن چوب وهیزم برای بخاری، پاک ‌کردن حویلی و مراقبت از خواهر کوچکش.

مادرش می ‌گفت:

ــ سرور جان، تو از رخصتی مثل یک مرد جوان استفاده می ‌کنی.

یک روز بعد ازظهر، وقتی که برف سنگین تازه باریده بود و راه ‌های قریه بسته شده بود، سرور به همسایۀ پیرشان کمک کرد تا حویلی‌ شان را پاک کند. پیرمرد، با چشمانِ پر از سپاس، گفت:

ــ خداوند خیر و برکت برایت نصیب کند.

این جمله انگیزۀ خوشی او را چند برابر ساخت.

شب‌ ها، سرور در کنار چراغ می ‌نشست و کتاب‌ هایی را که همیشه می‌ خواست بخواند، مطالعه می ‌کرد: داستان‌ های علمی، ماجراهای تاریخی و حکایت ‌های آموزنده. هر صفحه‌ ای را که ورق می ‌زد، به او حس تازه ای میداد.

وقتی آخرین روز رخصتی فرارسید، سرور کتابچه ‌اش را دوباره باز کرد. روبه ‌روی هر هدف یک علامت تأیید گذاشت.

درس خواندم.

مهارت تازه یاد گرفتم.

به خانواده کمک کردم.

و مهم ‌تر اینکه، از رخصتی ها استفاده درست و مفیدی داشتم.

فردای همان روز که به مکتب برگشت، احساس کرد از همیشه آماده ‌تر، آرام ‌تر و قوی‌ تر است. رخصتی برایش نه وقفه ‌ای در یادگیری، بلکه فرصتی برای رشد شده بود، فرصتی که خودش با برنامه ‌ریزی و تلاش مفید ساخته بود.

و از آن زمستان به بعد، هر شاگردی که از سرور دربارۀ رخصتی می‌ پرسید، او فقط یک جمله می ‌گفت: رخصتی اگر درست استفاده شود، بهترین استاد است.

بازتاب مفاهیم انسان دوستانه در شعر سعدی

سعدی شیرازی یکی از بزرگترین چهره‌ های ادبیات فارسی است که نام او با مِهر، انسانیت، اخلاق و حکمت گره خورده است. آثار او فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی رفته و پیام‌ هایش امروز نیز برای جهانیان الهام ‌بخش است. برجسته‌ ترین ویژگی شعر و نثر سعدی، نگاه ژرف و فراگیر او به انسان و ارزش‌ های انسانی است که در هر صفحه از بوستان و گلستان به‌ روشنی دیده می ‌شود.

سعدی در قلمرو انسان دوستی چنان سخن می گوید که گویی دل آدمی را با نور مهر می ‌شوید و یادآور می ‌شود که انسان بودن جز با عشق، مدارا و دستگیری از دیگران به کمال نمی ‌رسد.

نقطه آغاز انسان ‌دوستی سعدی، باور او به همبستگی و وحدت بشری است. در نگاه او، آدمیان با وجود تفاوت‌ های قومی، زبانی و اجتماعی، پیکره‌ ای واحد را تشکیل میدهند. این اندیشه را می توان در مشهورترین شعر او دید که می ‌فرماید:

بنی آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضو ها را نماند قرار

این شعر به‌ قدری دارای پیام جهان‌ شمول است که حتی در سازمان ملل نیز به‌ عنوان نمادی از صلح و همزیستی انسان ‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.

سعدی انسان را موجودی ارزشمند و شایستۀ احترام میداند. او بر مهربانی، گذشت، عدالت و دستگیری از نیازمندان تأکید دارد. درکتاب گرانسنگ گلستان او، داستان ‌های بسیاری وجود دارد که قهرمانان آن با رفتار نیک و نیت پاک، جهان اطراف خود را دگرگون می کنند. سعدی در این حکایت ‌ها نشان می ‌دهد که بزرگی انسان نه به قدرت و ثروت، بلکه به اخلاق و رفتار نیکوست. جایی که می ‌گوید:

تو کز محنت دیگران بی‌غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

در این نگاه، ارزش انسان در همدلی با دیگران تعریف می ‌شود.

آثار سعدی سرشار از دعوت به عدالت و همزیستی مسالمت‌ آمیز است. او در بوستان، در باب عدالت و احسان، حاکمان و صاحبان قدرت را به رعایت حق مردم و پرهیز از ستم توصیه می کند.

سعدی بدون در نظر داشتن ملیت، قوم و نژاد، به برابری ذاتی انسان ‌ها و ضرورت مهربانی، همدلی و یاری ‌رسانی به همهٔ آدمیان تأکید دارد.

به باور سعدی جامعه‌ سالم زمانی شکل می ‌گیرد که انسانها نه‌ تنها به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، بلکه برای رفع درد و رنج دیگران قدم بردارند.

مهربانی در شعر سعدی مفهومی عملی است، نه صرفاً لفظی. او در آثارش نمونه‌ های فراوانی از بخشش، دوستی، صبر و یاری رساندن به یکدیگر ارائه می‌ دهد.

خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش

ز آن که هرگز بد نباشد نفس نیک‌ اندیش را

شعر سعدی آیینه ‌ای زلال از انسان‌ دوستی است، آیینه ‌ای که انسان را در مرکز توجه قرار داده و بر مسئولیت افراد در برابر یکدیگر تأکید می کند. همین نگاه انسانی سبب شده است که سخنان سعدی پس از قرن ‌ها همچنان زنده، تأثیرگذار و الهام ‌بخش باقی بماند. امروز نیز، در جهانی پر از کشمکش های زندگی و دشواری های روزگار، پیام ‌های سعدی ما را به مهربانی، همدلی و احترام متقابل دعوت می کند، پیام ‌هایی که بیش از هر زمان دیگری به آنها نیازمبرم احساس می گردد.

ابزارک تصویر