جایگاه ادبیات کودک در پرورش فکری و اخلاقی کودکان
از نظر دین مقدس اسلام، کودک امانتی از سوی خداوند متعال و چون صفحه ای پاک و سفیدی است که آنچه در سال های نخست زندگی بر آن نوشته می شود، آینده او را شکل می دهد. در حدیث مبارکی از پیامبر اکرم ﷺ به روایت بخاری شریف آمده است که میفرمایند: كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أَوْ يُنَصِّرَانِهِ أَوْ يُمَجِّسَانِهِ
ترجمه: هر نوزادی بر فطرت پاک زاده می شود، سپس پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می گردانند.
از همین رو، ادبیات کودک نه صرفاً ابزار سرگرمی، بلکه وسیله ای برای پرورش ایمان، اخلاق و اندیشه در سال های آغازین زندگی است.
ادبیات کودک به مجموعه آثاری گفته می شود که با در نظر گرفتن سطح فهم، ذوق و دنیای ذهنی کودکان نگاشته می شود.
نویسنده و محقق خوب کشور استاد رمضان علی واحدی در رابطه به نقش تعین کننده
ادبیات کودک باید ساده، صمیمی و در عین حال پرمحتوا باشد، همان گونه که قرآن کریم در آموزش مفاهیم بزرگ، از قصه، تمثیل و بیان نرم بهره گرفته است.
در ادبیات مکتوب ما جلوه های ویژه ای از نگارش تخصصی برای کودکان کمتر دیده می شود. آنچه در گذشته به نام ادبیات کودک عرضه شده، غالباً پند و اندرزهای مستقیم و سنگین بوده است، گویی کودک باید بار اندیشه هایی را حمل کند که برای ذهن نوپای او زودهنگام و سنگین است. البته نباید از یاد برد که در فرهنگ ما، جلوه های غیرمکتوب ادبیات کودک جایگاه ارزشمندی داشته اند. لالایی های مادران، قصه های شبانه، افسانه ها و ترانه های محلی، همگی گنجینه هایی اند که با روح کودک سخن می گویند و آرام آرام مفاهیمی چون محبت، توکل، شجاعت و امید را در دل او می کارند. این میراث شفاهی، اگر با نگاه اسلامی و زبان امروز بازآفرینی شود، می تواند پایه ای محکم برای ادبیات کودک معاصر باشد.
در افغانستان، بخش عمده منابع موجود برای کودکان، ترجمه هایی از زبان ها و فرهنگ های دیگر است. آثاری که هرچند مفید اند، اما همیشه با بافت دینی، اجتماعی و فرهنگی ما همخوانی کامل ندارند. هنوز بازنویسی متون کهن اسلامی و ادبی، به زبان کودکانه و قابل فهم، جایگاه شایسته ای در ادبیات کودک ما نیافته است. این کار نیازمند نویسندگانی است که هم با ادبیات کهن آشنا باشند و هم دنیای کودک را بشناسند، نویسندگانی که بتوانند حکمت های عمیق را در جامه ای ساده و دلنشین عرضه کنند.
نویسندگان ما گام های نخست را در این مسیر برداشته اند، اما راه طولانی در پیش است. کودک امروز ما اغلب پیش زمینه ای قوی در ارتباط با کتاب ندارد و نخستین تجربه های کتابخوانی را دیر آغاز می کند. در چنین شرایطی، نقش خانواده بسیار تعیین کننده است. پدر و مادر در نگاه اسلامی، نخستین معلمان فرزندان محسوب می شوند و اگر خود با کتاب مأنوس باشند، این انس به کودکان نیز منتقل می شود.
در نهایت، اگر خواهان جامعۀ آگاه، دیندار و پویا هستیم، باید از امروز به ادبیات کودک توجهی جدی داشته باشیم. ادبیاتی که ریشه در فرهنگ اسلامی داشته باشد، زبان کودک را بفهمد و با مهر، او را به سوی دانایی و ایمان رهنمون سازد. چرا که ساختن فردا، از قصه های امروز کودکان آغاز می شود.