رابطه زبان با شناخت انسان
زبان پدیده ای است که جهان بشریت در طول تاریخ در مورد آن به تفکر پرداخته اند. در گذشته های دور زبان ها را به ادیان و مذاهب افراد و جوامع بشری نسبت میدادند، اما با پیشرفت علوم تجربی افکار بشر در مورد زبان تغییر یافت و رفته رفته زبان شناسی در صف سایر علوم به حیث یک علم پا به عرصه وجود نهاد.
زبان دروازه ذهن انسان به محیط اطراف و شالوده ذهنی اوست. زبان ستون هویت یک ملت است، انسان با زبان است که محیط خود را درک می کند و نظام فکری اش شکل می گیرد.
اگر زبان را به صورت دقیق تر پیگیری کنیم در می یابیم که زبان مھم ترین وسیله برای شناخت انسان ھا و یا یک قوم است.
دکتر جانسن زبان شناس شهیرانگلستان درمورد زبان چنین ابراز نظر نمودہ است:
زبان نسب نامه و قدیمی ترین یادگار ملت ھاست. نوشته ھا و ابراز نظر ھا به سبب علت ھای مختلف از حقیقت دور شدہ می تواند اما گنجینه ھای کلمات زبان ھا دروغ نمی گویند و ما را فریب نمی دھند، به شرط اینکه برای کسب معلومات از کلمات زبان ھا، به روش درست استفاده از آن مسلط باشیم.
سید سلیمان ندوی زبان شناس معروف ھندی می گوید :
ملت ھا در قبال تاریخ شان ھر گونه خیانت کنند و برای رد و بدل واقعیت ھای تاریخیِ طبق دلخواہ شان، ولو از دروغ کار بگیرند ولی با آنهم زبان و گنجینه کلماتِ زبان مانند امانت دار واقعی رویداد ھای گذشته را ترتیب وار برای ما نگهداری میکند.
عدہ ی از زبان شناسان به این نظر اند که حاصل کردن معرفت در مورد زبان های ازبین رفته و یا فراموش شده کار محال است. ولی بیشتر زبان شناسان این نظریه را نمی پزیرند و آنھا عقیدہ دارند که بسیاری از کلمات زبان ھا آن قدری مقاوم ھستند که تا مدت مدیدی باقی می مانند.
شمار زیاد زبان شناسان معتقدند که پیشرفت تمدن بشری، در گرو زبان بوده است، اگر انسانها راهی برای برقرار کردن ارتباط با هم نمی یافتند، هیچگاه نمی توانستند تجربیات و آموزه های شان را به یکدیگر منتقل کنند. همین عامل سبب گردیده تا انسان ها بتوانند به مبادله افکارشان با هم بپردازند و از این طریق، نیازهای شان را نیز رفع نمایند.
هر ملیتی زبان مخصوص به خودش را دارد که دقیقا بر گرفته از فرهنگ شان میباشد. ناگفته نباید گذاشت، همان قدری که زبانهای متفاوت در دنیا وجود دارد؛ به همان میزان و یا بیشتر، فرهنگ های گوناگونی در سرتاسر دنیا، در جریان است.