تأثیر شعر در زندگی انسان

اگر انسان به شعر به عنوان یک آموزش در کنار لذت بردن و سرگرمی نگاه کند به آن عادت می کند و این عادت سالم و مفید می تواند در روح و روان و زندگی فردی و اجتماعی او تأثیر شایسته ای داشته باشد.
شعر به عنوان یکی از مقوله های زیبا و دلنشین از دیر زمان تا کنون مورد توجه و نظر تمامی افراد بشر بوده است.
شعر کلامی است موزون و مقفی که دارای معنی بوده و از روزی که انسان شعر را شناخت، آن را ملازم وزن یافت به گونهای که آهنگ و وزن شعر، باعث جذابیت و گیرایی آن شد.
هرقدر هیجان و اخلاق گوینده در موقع گفتن یک شعر یا ساختن یک غزل قوی تر و نجیب تر باشد، آن شعر بهتر و خوب تر خواهد بود، بنابراین میتوان گفت شعر خوب شعری است که خوب هیجان بیافریند، فهمیده شود و در نهایت به حافظه سپرده شود.
شاعر با هنر والا، احساسات لطیف ادبی، تخیل و با یاری از استعداد فطری خود چنان آب و رنگ، نظم و قرار و جان و جلا به واژگان بی جان می بخشد تا شعری به زیبایی بیافریند و جانی دوباره به خواننده ببخشد از این رو است که می گوید: شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.
شعر زبانی است که جان را به هیجان می آورد از این رو می توان با تکیه بر این موضوع به جنبه های مختلف ادبیات از جمله شعر و تأثیر آن بر زندگی انسان ها و روح و روان آن ها نگریست.
شعر هنری است که می تواند با انتقال مفاهیمی پربار و خوش آیند با موضوعات مختلف اجتماعی، عاشقانه، عرفانی، اسلامی و فرهنگی در ذهن های جستجوگر و روان های تشنه، خوبی و حقیقت را برانگیزاند و در تاثیرات خود فرو ببرد که این مهم با آگاهی و دانش خواننده و مخاطب از شعر پربار و دارای مفهوم به دست می آید.
درست زیستن در جامعه و داشتن یک زندگی موفق و شاد، مستلزم توانمند بودن در رفتار، کردار و گفتار ماست و این توانمندی با روش های مختلفی به دست می آید که بیشتر جنبه اکتسابی دارند و یکی از این راه ها دوستی با ادبیات و کسب دانایی و مهارت از آن است.
اشعار شاعران ما و جهان از قدیم تا کنون یکی از منابع اصلی کسب مهارت های زندگی، آرامش درونی، دوری از چیز های منفی و رسیدن به مفاهیم عالی زندگی بوده و هست.
در مورد کارایی شعر و درمانگری آن نیز باید گفت که اگر انسان به شعر به عنوان یک آموزش در کنار لذت بردن و سرگرمی نگاه کند به آن عادت می کند و این عادت سالم و مفید میتواند در روح و روان و زندگی فردی و اجتماعی او تأثیر شایسته ای داشته باشد. این مسئله مستلزم داشتن انگیزه، هدف، اراده و در کنار آن شرکت در جلسات ادبی و استفاده از تجارب صاحبان فن در این رشته است.
هنرهای هفتگانه و زندگی، رابطه ای تنگاتنگ با هم دارند و این یک حقیقت روشن است که هنر از زندگی زاده می شود و بر زندگی هم اثر دارد. اگر انسان به شناخت از دنیای خود و درک درست از زندگی برسد و در برخورد با آفریده ها و پدیده های جهان هستی با اندیشه و تعقل و احساس بنگرد این قدم اول در کشف هنر است، در ادامه اگر این هنر را با روش خود بیافریند و یا پرورش دهد و حتی استفاده کند می توان گفت کم کم آرامش روح و روان را برای خود می طلبد.
این که ما می گوئیم علاقمند نوشته های این شاعر یا نویسنده هستیم یا هنر دست این هنرمند را می ستاییم و قبول داریم همه و همه بیانگر عظمت تأثیرگذاری هنر بر ذهن و روح انسان است.
شاعر انسانی است که در متن جامعه زندگی می کند و مسلماً واژگان و ابیاتی که از احساس و اندیشه شان بر صفحات سفید نقش می بندد، برآمده از احساس، عشق، درد و رنج و ضمیر آن هاست و بدون شک، تأثیرگذار خواهد بود. در جامعه امروز نیاز است این هنر والا و متعالی و پدید آوردندگان آن یعنی شاعران را پاس بداریم و در جهت حفظ، پاسبانی، گسترش و نگهداشت شعر حرکت نمائیم.