نگاهی به ادبیات و کارکرد آن در جامعه

ادبیات، شکل یا صورت متحول شده زبانی است که سعی دارد زیباتر از معیارهای زبانی رایج سخن بگوید. ارزشمندی و جوهر این زیبایی در تازگی و بی همتایی آن نهفته است و در هر دوره ای از زندگی بشر به شکل متفاوتی بازتاب یافته است.
کارکرد ادبیات بسته به فکر و اندیشه و سطح توقع صانع آن بسیار متنوع و مختلف است، به همین دلیل هم در عرصه های گوناگون دارای کارایی است.
احساس واندیشه متمایزی که بر روح ادبیات حاکم است، کلامی را پدید می آورد که با سخن روزمره متفاوت است اما امروزه مرز میان این دو به باریکی مویی است و شاهد آن، کثرت استعمال ابیات و مصراع هایی است که در طول زمان به صورت ضرب المثل در آمده و در محاورات مختلف استفاده می شود.
طوری که شاعر شیرین سخن خواجه شمس الدین محمد حافظ می گوید:
آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
هیچ طبقه و قشری از اجتماع نیست که از شعر، ضربالمثل و داستان بهره خاص خودش را نبرده باشد.
جایگاه شعر درمیان طبقات بالای اجتماع و افراد باسواد نظیر علما، عرفا، سخنوران، دانش آموزان، مدرسان، اهل سیاست وغیره نیز اظهر من الشمس است.
گاه در روند روزمره زندگی، مشکلاتی پیش می آید که کلام ادبی در حل آن، مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم دارد. چه بسا اختلافاتی که با سخنان حکمت آمیز یا نصایح ادبی بزرگی برطرف می شود و در این میان شعر، داستان های پند آموز، سرگذشت ها و ضرب المثل ها نقش تعیین کننده ای دارند.
سرگذشت بزرگان علم و ادب ابناشته از حوادثی است که در شخصیت و نگرش آنان رخ داده است و بسیاری از این تولدهای دوباره با یک شعر یا نکته ادبی آغاز می شود. گاه بیتی یا جمله ای، چنان تاثیری عمیق در جان آدمی به جا می گذارد که زمینه ساز تحولی بزرگ در شخص می شود.
شعر بیان حالات گوناگون زندگی بشر است. تاجایی که میتوان از ابیاتی که شخص بر زبان می آورد به شرایط روحی او در آن لحظه پی برد. انسان در لحظات شادی ابیاتی نشاط انگیز بر زبان میراند و اینگونه خرسندی خویش را ابراز می کند و یا برعکس، در لحظه های اندوه و غم ابیات حزن انگیز و محزون از سخن او تراوش می یابد. این حرکت در واقع نوعی تخلیه انرژی مثبت یا منفی است و به صورت یک کنش طبیعی در اغلب افراد اجتماع دیده می شود. گاه حتی از طریق اشعاری که شخص بر زبان می آورد می توان به سطح فکر، شخصیت، میزان اعتقادات و یا حتی طبقه اجتماعی او پی برد. پس می توان به راحتی عنوان نمود که شعر بهترین معرف شاعر و یا کسی است که آن را قرائت می کند.
اثر بخشی در واقع همان واکنش قابل توقعی است که از کارکرد ادبی در مخاطبان اثر به دست می آید. این تاثیر خواسته یا ناخواسته و فارغ از نیات نویسنده یا شاعر همواره جزئی از تحرک و پویایی آثار ادبی است.
واضح است که توقع این تاثیرگذاری همواره در نیت و اراده آفریننده آثار ادبی نیست. بسیاری از آثار ارزشمند ادبی به نوعی، حاصل تعامل روان نویسنده و شاعر با جهان بیرونی اوست.
ادبیات بر راهوار زمان و مکان سوار است. تعیین هر کارکرد حاکمانه و تحمیلی عاقبت به نتایج دلخواه منجر نخواهد شد. به هرحال نویسندگان و شاعران در همین فضا نفس می کشند و تولیدات ادبی هم در پاسخ به همین اوضاع و احوال آفریده می شوند.