یکی از آموزه‌‌‌‌های مهم حکما، صوفیه و عرفا تهذیب نفس و باطن است که باید از طریق مجاهده و ریاضت بدان دست یافت. تهذیب نفس زمانی حاصل می ‌شود که مجاهدت و خلوص تنگاتنگ هم به کار گرفته شوند، آنگاه در‌‌‌‌های قلب به سوی ملکوت گشوده شده و چشمه‌‌‌‌های حکمت از قلب بر زبان جاری می ‌گردد. چه بسی راهی را که فلاسفه و حکما پس از تأمل و اندیشه بسیار، طی می ‌کنند آنست که از راه شهود و ذوق، بی واسطه بدان دست یابند. شرط اصلی صفای باطن ظهور اسماء و صفات حق تعالی در سالک همانا زدودن کلیه صفات بشری و آراسته شدن به صفات الهی است.

یاد خدا سبب می ‌شود تا باطن انسان مظهر تجلیات جمال و مظهر انوار کبریا و کمال گردد، زیرا در نزد خالق و آفریدگار یگانه هیچ چیز محبوب تر از صفای باطن و تهذیب نفس نیست.

آیینه دل که مظهر تجلی ذات و صفات است و از زنگار وابستگی های انسانی تیره شده است، چون دل صاف شود مقصود حاصل آید. چون دل به صفات حمیده آراسته شد و طهارت ظاهری و باطنی پیدا کرد بدون شک نفس را از آلایش ها پاک می کند و با ذکر خدا صفات پسندیده را در نفس و دل جایگزین می نماید. چنانکه مولانا جلال الدین محمد بلخی می گوید:

تا دلت آیینه گردد، پر صُور                       

اندرو هر سو ملیحی سیم بر

آهن ارچه تیره و بی نور بُوْد                  

صیقلی، آن تیرگی از وی زدود

صیقلی دید آهن و، خوش کرد رو          

تا که صورت ها توان دید اندر او

تهذیب نفس و تصفیه باطن و زدودن صفات زشت در نظر عده ای از حکما و عموم صوفيه شرط حصول معرفت است، بدان سبب که علم و معرفت را از جنس اشراق می ‌دانند و بدین مناسبت ضمیر و درون آدمی را به آیینه تشبیه می ‌کنند از آن رو که صور علمی در آن منعکس می ‌شود و آیینه تا پاک و صافی نباشد، صورت را چنان که باید نشان نمی ‌دهد و نیز، تا بنده صفات بشری خود را محو نکند مظهر اسماء و صفات حضرت حق نگردد. محتوای همین مضمون در دیوان شمس با ابیات زیبایی اینگونه بیان گردیده است:

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام              

چون روی آیینه که به نقش و نگار نیست

چون ساده شد ز نقش همه نقش ها دروست      

آن ساده رو، ز روی کسی شرمسار نیست

چون روی آهنین ز صفا این هنر بیافت                  

تا روی دل چه یابد کورا غبار نیست

خواجه شمس الدین محمد حافظ شاعر شیرین سخن تهذیب نفس را رکن حقیقی معنویت در تحصیل علم میداند، او با تأکید، افراد ناآگاه را مخاطب این سخن حکیمانه خود قرار داده و می گوید:

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا رهرو نباشی کی راهبر شوی

از دیدگاه حافظ دوری از هوای نفس سبب رهایی عارف و زاهد حقیقی به سوی اوج تعالی و معنویت و عبودیت می شود، طوری که گفته است:

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

میرزا محمد علی صائب پاکی ظاهر را متاع روی بازار دانسته و انسان ها را به تهذیب نفس و پاکی باطن فرا می خواند:

سعی کن چون عارفان در پاکی باطن، که نیست

پاکی ظاهر متاع روی بازار صلاح

صائب آن جمعی که آگاهند ز آفات ریا

از نظر پوشیده می دارند آثار صلاح