به بهانه چهارمین سال وفات محمد عبدالعزیز مهجور                 

شاعر و بیدل شناس مشهور کشور استاد محمد عبدالعزیز مهجور در سال 1324 خورشیدی در ولایت قندهار افغانستان دیده به جهان هستی گشود، در کودکی به زادگاه اصلی ‌اش کابل آمده و دور آموزش و پرورش را در مدرسه عاشقان و عارفان و لیسه عالی امانی فراگرفت. وی در دورعالی مدرسه راه پدرش استاد محمدعبدالحمید اسیر معروف به «قندی‌آغا» را درپیش گرفت، به بیدل‌ شناسی رو آورد و به مطالعه کتاب هایی که از پدرش در این باره به جا مانده بود پرداخت و در هر جا درباره هنر بیدل سخن می ‌گفت.

استاد مهجور، با فراغت از مکتب به پوهنځی اقتصاد پوهنتون کابل راه یافت و با دریافت گواهینامه لیسانس اقتصاد در سِمَت‌ های مختلف چون: مدیریت عمومی خدمات شرکت مالداری و مسلخ ولایت هرات، معاونیت تدقیق و مطالعات بانک ملی، آمرین کتابخانه بانک ملی، ریاست بانک صنعتی، مشاور وزارت زراعت و آبیاری و منیجر تصفیه بانک انکشافی افغانستان خدمات شایسته و ارزشمندی را به کشور و مردمش انجام داد.

این شاعر خوب، نویسنده توانا و بیدل ‌شناس معروف کشور در سه دهه اخیرِ عمرش مشغول نگارش مقاله‌ های ادبی و اشعار عرفانی بود که اکثراً در مجلات و روزنامه های کشور به نشر رسیده اند. روانشاد مهجور زمانی هم مسئولیت تهیه و گرداننده گی برنامه های ادبی رادیو افغانستان را عهده دار بوده و از این طریق درعرصه ادب و فرهنگ مصدر خدمت به کشور و مردمش گردید.

شماری از اشعار روانشاد مهجور را آوازخوان های خوب کشور درقالب آهنگ های زیبا اجرا نموده که مورد توجه شعر دوستان و علاقمندان اشعارش قرار گرفته است.

روانشاد استاد عبدالعزیز مهجور شاعری بود آزاده و بی باک، که هیچگاه در شاعری لب به ستایش و مدیحه سرایی نگشوده و هیچ صاحب قدرتی را مدح نکرده است.

استاد محمدعبدالعزیز مهجور، در سال 1381 خورشیدی در نشست جهانی درباره ابوالمعانی عبدالقادر بیدل، به شهر دهلی کشور هندوستان دعوت شد و در این نشست به دریافت دکتورا افتخاری بیدل شناسی نایل آمد. همچنان در سمینار های بین المللی چون: سمینار بین المللی حضرت بیدل در شهر کابل، چهار سمینار بین المللی حضرت بیدل در تهران، سمینار بین المللی کمال خجندی در تاجیکستان و سمینار بین المللی هزاره فردوسی در کشور ایران دعوت گردیده و شرکت فعال داشت.

در شمار آثار استاد عبدالعزیز مهجور میتوان نگارش و تحقیق 23 اثر پیرامون افکار و آثار ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل و سایر بزرگان ادبیات عرفانی و همچنان چاپ و نشر نُه کتاب و رساله ارزشمند ادبی را نام برد.

استاد محمد عبدالعزیز مهجور در حوزه های علمی و عرفانی کشور و منطقه نامی است آشنا که تا سالهای متمادی درلابلای اوراق پربارکتابها، اشعار و رساله هایش جاودانه خواهد ماند.

این شاعر و بیدل شناس خوب کشور در سرانجام یک عمر خدمات شایسته ادبی و فرهنگی به تاریخ 25 سرطان سال 1396 خورشیدی جهان فانی را بدرود گفته و به جاودانه گان پیوست. روحش شاد و یادش گرامی باد!

به بهانه یادبود از چهل و دومین سال وفات عشقری                        

غلام ‌نبی عشقری فرزند محمدرحیم معروف به صوفی عشقری شاعر خوب زبان دری در سال ۱٢٧۱ خورشيدی در روستای چهلتن پغمان چشم به جهان گشود.

پدر عشقری تاجر بود و پس از مرگ او خانواده ‌اش نیز مدت ها پیشه تجارت را ادامه دادند، چنانچه در بیتی از او می خوانیم:

تجارت پیشه ما بود چندی

به هرجا بود از ما باربندی

عشقری، در ايام کودکی پدر و پس از آن برادر و سپس مادرش را از دست داد و طعم تلخ بی ‌کسی را بر سر سفره‌ تنهایی چشید. این رويدادها چنان بر زندگی وی سایه افگند که او، دنیا را رها کرده به تصوف روی آورد.

صوفی عشقری، یک عمر در تنگدستی زیست، و ظاهراً به همين سبب هرگز ازدواج نکرد؛ چنان که خود گويد:

به عمر خود نکردم، ازدواجی

مپرس از سرمه و رنگ حنایم

غلام ‌نبی عشقری در هژده سالگی به شاعری روی آورد و نخستین شعرش را با تخلص "عشقری" سرود. بسیاری از اشعار او در روزنامه ‌های آن زمان افغانستان به چاپ رسید و هفتاد سال تمام به شاعری پرداخت.

این شاعر واراسته، در آغاز تاسیس معارف نوین افغانستان، چندی به آموزگاری پرداخت و سپس وظیفه‌ آزاد صحافی را شغل خویش قرار داد و از این راه گردونه‌ زندگی خویش را به پیش راند. در سال ۱۳۳۵ شغل صحافی را برگزید و با کتاب سروکار پیدا نمود و گاه گاهی هم بزم‌ های شاعرانه برپا می‌ کرد. دكان عشقری کانون شمار زيادی از اهل شعر و موسيقی بود. به تعداد دوستدارانش هر روز بيش از پيش افزوده می‌ شد و جمعی از شاعران امروزی كه قافله‌ سالار ادب امروز افغانستان به شمار می‌ روند از همان دكان كوچك فيض‌ها برده ‌اند.

کارشناسان اندرباب شعر وی گفته‌ اند: " او در پاس ‌داری از شیوه‌های شعر کلاسیک، در به کارگیری واژگان روزمره در شعرهایش نیز استاد بود، چنان که در میان شاعران افغانستان در یک سده‌ اخیر، کسی را نمی ‌توان همتای او دانست. در شعر عشقری، افزون برقالب‌ های کهن، نشانه‌هایی از شعرنو هم دیده می ‌شود." حتی برخی از شعرهای عشقری از سروده‌های بزرگ ‌ترین شاعران معاصر افغانستان هم دل‌ انگیزتر است.

عشقری سخن را نهایت سلیس، روان و آراسته به لباس ادب ادا می‌ کرد. سخن ‌شناسان چیره‌ دست به مقام بلند شعری و ادبی ‌او اعتراف کرده‌ اند. او مضامین بکر و تازه را مطابق ذوق شنوندگانش در اشعار خود عرضه کرده است.