در یادبود از چهل و دومین سال وفات هنرمند حنجره طلایی کشور احمدظاهر               

با گذشت چهل و دوسال ازمرگ هنرمند حنجره طلایی كشور احمدظاهر هنوزهم نام، صدا و ترانه ‌های ماندگار او همچنان درمیان مردم ما وحتی در بیرون از مرزهای كشور زنده و جاودانه است و کمتر کسی گذشت این همه سالیان مرگ درد انگیز او را باور دارد.

احمدظاهر در۲۴جوزای سال ۱۳۲۵ خورشیدی دریک خانواده‌ روشنفكر دیده به جهان هستی گشود. از دوازده سالگی پا به عرصه هنرموسیقی گذاشت و در این عرصه فعالیت های گسترده و ماندگاری را به انجام رسانید.

این هنرمند بی بدیل وصدای ماندگار درعرصه هنرموسیقی کشور استادی نداشت. جاذبه صدا و استعداد خاصش، او را به دنیای موسیقی کشاند. هنوز نوجوان بیش نبود که طنین دلربای آهنگ هایش در کنسرت ها و محافل هنری لیسه حبیبیه موجب شهرت و محبوبیت او شد.     احمدظاهر پس از به پایان رسانیدن دوره مکتب و ادامه تحصیلاتش در دارالمعلمین عالی کابل راهی کشور هندوستان شد تا به فراگیری علمی هنر موسیقی بپردازد. او به مثابه اولین پلی میان موسیقی شرق وغرب، آلات موسیقی غربی چون آکاردیون، ارگن، ترومپت وغیره را باموسیقی شرقی وفق داد و با پخش و نشرنخستین آهنگ هایش از طریق رادیو افغانستان، نوای خوش و دل انگیز صدایش را تا دورترین نقاط جامعه به گوش همگان رسانید و دیری نگذشت که نامش زبان زد همه شد.

احمدظاهرعلاوه براستعداد بی نظیر درهنرموسیقی، درشعر و گزینش سروده های زیبا هم از توانایی واستعداد خاصی برخوردار بود وبرای آهنگهایش ناب ترین اشعارشاعران را انتخاب و با سبک مخصوص به خودش چنان با شور و هیجان و زیبایی به اجرا در می آورد که هیچ خواننده دیگری جز او توان اجرای آن را نداشت چنانچه درسال ۱۳۵۱خورشیدی لقب بهترین آوازخوان سال افغانستان را به دست آورد.                                  

این هنرمند خوب و پرتلاش با وجود داشتن زندگی پر فراز و نشیب تا آخر روزهای حیات از صحنه هنر موسیقی کناره نرفت و حاصل کارش سی و سه آلبوم و نشر و پخش صدها پارچه آهنگ زیبا و روح پرور که اغلب ازبه یاد ماندنی ترین ساخته های روانشاد فضل احمدنینواز کمپوزیتور پرآوازه کشورمی باشد، به عنوان یکی ازجاودانه گان موسیقی سرزمین ما ازخود به یادگار گذاشت.                                                                                

آری! احمدظاهر این گل سرسبد موسیقی افغانستان سرانجام در۲۴ جوزای سال ۱۳۵۸ خورشیدی درسن ۳۳ سالگی پرپر شد و به ابدیت پیوست ولی تا امروز که حدود چهاردهه ازخاموشی وی می گذرد نامش نه تنها در دل همه مردم این سرزمین پا برجا و استوار است بلکه در بیرون از مرزهای كشور نیز از جایگاه والایی برخوردار می باشد.    

 

                             

در ستایش از مقام والای مادر

یگانه موجودی كه گهواره مدنیت های درخشان جهانی و نسل های بی شمار جامعه  انسانی را با دست های لطیف و بازوان نیرومندش می جنباند، با چشم های خسته وخواب آلودش در دل شب های سیاه بیدار می ماند و در آن لحظه ها از درون قلبش ترانه و آهنگ زنده گی بر می خیزد، مادر است.

آری! از مادر می گوییم، از مادر كه سرچشمه آنچه محبت و دوستی در دنیاست، آن كه نامش پرشكوه و دوست داشتنی است.

در سرتاسر دنیا وقتی نام مادر برده می ‌شود، خورد و بزرگ، سرشار از شور و حرارت و مهر و الفت می‌ شوند و قلبشان پر تپش ‌تر میزند. دین مقدس اسلام نیز برای مادر، مقام بلندی قائل گردیده است و رسیدن به بهشت را با رضای مادر میسر می ‌داند.

مادرموجودی است گرامی و ارجمند كه همه افتخارات دنیا به او تعلق می گیرد، زیرا قهرمانان، دانشمندان و بالاخره همه پیشگامان تاریخ در دامان پرمهر او پرورش یافته اند.

مقام و منزلت این موجود گرامی در همه اجتماعات بشری مورد توجه بوده و به گونه قابل قدری مورد احترام قرار دارد. در سرزمین ما كه از زمانه های باستان فرهنگ و تمدن درخشانی داشته ایم، احترام به مادر به گونه متمایز نسبت به سایر ملل وجود داشته و از این موجود فداكار ستایش و قدردانی خاصی به عمل آمده است.

تجلیل از مقام ارجمند مادر با آن كه ریشه تاریخی داشته و از همان زمانه های باستان در كشورما به گونه با شكوه تجلیل می شده است، ولی اختصاص یك روز برای بزرگداشت از مقام والای مادر در سده  اخیر به رنگ باشكوه تری پی ریزی شده و همه ساله از این روز به گونه گرامیداشت به عمل می آید، پس بایستی با برگزاری مراسم شاندار و شكوهمند، مادر را ستایش كرد، زیرا شكوه و جلال افكار فنا ناپذیر او از لابلای شكیبایی ها و رنج های بی حد و حصرش به خوبی نمایان است.

مادر ای معنی ایثار

تو گل باغ خدایی

می سرایم من همیشه

این جهان را روشنایی

ای که هستی بهتر از کُل

لایق وصف و ثنایی

درگرامیداشت از نخستین سال وفات حیدری وجودی                     

غلام‌ حیدر فرزند ملا شفیع‌ الله مشهور به حیدری وجودی، به سال ۱۳۱۸ خورشیدی در یکی از دهکده‌ های ولایت پنجشیر دیده به جهان هستی گشود. با سپری نمودن دوران طفولیت نخست در مدرسه زادگاهش‌ به فراگیری علوم دینی پرداخت و سپس روانه مکتب شد. در کنار دروس مکتب به‌ طور خصوصی آموختن يک سلسله کتاب ‌های دینی نزد مدرسان و آموزگاران پنجشير را نیز دنبال کرد.

روانشاد حیدری در سال ۱۳۳۳ خورشيدی به کابل آمد و باگذشت سه سال در این شهر به خدمت سربازی شتافت. در ختم دوره سربازی عضویت انجمن شعر وزارت معارف کشور را حاصل نمود و در این انجمن از محضر سخنورانی چون مولانا خال ‌محمد خسته، ملک ‌الشعرا استاد عبدالحق بیتاب، شایق جمال، استاد فکری سلجوقی، غلام احمد نوید و شماری دیگر بهره‌ برد. اما با تعطیلی این انجمن وجودی هم که مصروفیت دیگر نداشت ناگزیر به جستجوی کار و مشغولیتی برآمد و سرانجام منحیث کارمند یکی از بخش های کتابخانه عامه کابل تقرر حاصل کرد و مدت بیشتر از چهل سال را مصروف کار در این کانون فرهنگی بود.

حیدری وجودی، بنابر عشق و علاقمندی خاص خودش در نخستین سال های نوجوانی به شعر و ادب روی آورد و به‌ تدریج، در کار شعر و شاعری به ‌پختگی رسید و در نتیجه این شاعر خوب کشور به پیروی از مولانا جلال الدین محمد بلخی و ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل اشعار زیبایی سروده که درونمایه بیشترینه این اشعار او را عرفان و تصوف اسلامی تشکیل میدهد.

حیدری وجودی از نظر سبک شعر شاعریست کلاسیک سرا و پابند به سنت های ادبی کهن که به سبک ها و قالب های جدید شعر رغبت چندانی ندارد. در شعر و شاعری قالب دلخواه او غزل است و به حق میتوان او را یکی از غزل سرایان موفق و پیشگام افغانستان خواند.

استاد حیدری وجودی نه تنها درعرفان نظری وعملی جایگاه بلند و ستایش بر انگیزی دارد، بلکه شعر های او خود منبر با شکوهی است که پیوسته از آن پند، اندرز، عشق و بینش های عارفانه چنان طیفی از نور در دلهای اهل دل راه گشوده است.

از حیدری وجودی چندین مجموعه شعری، آثار پژوهشی ادبی و عرفانی و ده ها عنوان مقاله به نشر رسیده است.

حیدری وجودی در سه دهه اخیر در کنار شعر وشاعری، جوانان علاقمند به ادبیات عرفانی به ویژه مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی را با راه اندازی حلقات مثنوی خوانی، آموزش میداد، و بدون شک میتوان گفت که از این نقطه نظر هیچ کسی به پیمانه او در گسترش مثنوی خوانی در پایتخت کشور تلاش نکرده است.

شعر او از نظر زبان روان، پیراسته، آهنگین، و بدور از هرگونه ابهام و عیوب شعریست و بیشترینه با موضوعات و رگه های عرفانی وتصوفی آمیخته است.

روانشاد استاد حیدری وجودی در سرانجام یک عمر خدمات شایسته ادبی سال پار به تاریخ ۲۱ جوزا جهان فانی را بدرود گفته و به جاودانگان پیوست. روحش شاد و یادش جاودانه باد!

از این شاعر فقید غزل زیبایی را برگزیده و ارمغان شما  ادبدوستان میداریم:

ای محرمان جان و دل از خویش بیرون گشته ام

بیرون زقید آب و گل آنسوی گردون گشته ام

آیینه ها بشکسته ام با اصل خود پیوسته ام

ازدام و صورت رسته ام از لفظ افزون گشته ام

مستی صهبای دلم معنای معنای دلم

دیوانگی های دلم مجنون مجنون گشته ام

در دره های سینه ام دریای عشق جاودان

جاریست ای ماهی وشان سیحون و جیهون گشته ام

جانم نمی گنجد به تن مانند معنی در سخن

چون عطر گلهای چمن از رنگ بیرون گشته ام

تاجان جانت دیده ام آنِ ترا بگزیده ام

بربیش و کم خندیده ام یکدم دگرگون گشته ام